« مجاهدین خلق در آئینه تاریخ »
(4)
" به قلم مهندس علی اکبر راستگو "
جالب اینجاست که سازمان برای این که اتهام ضد آمریکایی بودن را به خاطر کشتار مستشاران در مناسباتش با دولت های غربی کمرنگ کند ، مدعی شده است که این مستشاران را بخش مارکسیستی سازمان به قتل رسانده است .*
____________________
· از کتاب دموکراسی خیانت شده ، تألیف سید محمد سید الحمدثین
در حالی که کیفر خواست رژیم شاه علیه رضا رضایی به خاطر قتل سرهنگ هاویکنز بود و سوء قصد علیه ژنرال پرایس نیز از جانب کاظم ذوالانوار بوده است ، و این دو از مسلمان های دو آتشه گروه ایدئولوژیک سازمان بودند ، وحید افراخته که ترور دو مستشار آمریکایی یعنی شیفر و ترنر به او نسبت داده می شود بعدها مارکسیست شد .
کلیشه های صفحات دیگر از انتشارات سازمان در رابطه با عملیات های مسلحانه در مقاطع سال های 54 _ 50 و آغاز انقلاب نشان دهنده مواضع شداد و غلاذ ضد آمریکایی آن زمان سازمان هستند ، حالا اگر آقای سید المحدثین مسئول روابط خارجی سازمان در کتاب " دموکراسی خیانت شده " منکر این اسناد هستند ، تنها سناتور توریسلی و شرکاء این خزعبلات را باور می کنند .
نمونه هایی از مواضع شداد و غلاذ " ضد امپریالیستی " سازمان در فاز سیاسی کمی بعد از انقلاب :
انعكاس ترور سرهنگ دوم لوئيس ال.هاوكينز مستشار نظامي آمريكا در روزنامه هاي وقت
اجساد دو سرهنگ آمريكايي ترور شده توسط مجاهدين خلق در پزشكي قانوني تهران
از سال 1350 تا 1356 حدود 103 نفر از مجاهدین جان خود را در ایران از دست دادند که طبق جدول زیر 30 تن از آنان از بخش مارکسیستی سازمان بودند :
جدول تلفات مجاهدین در مبارزه با رژیم شاه
جدول شماره 2 *
مجاهدین اسلامی
مجاهدین مارکسیست شده
کشته شده در درگیری ها
36
16
اعدام شده توسط رژیم شاه
15
10
کشته شده بر اثر شکنجه
18
1
ناپدید شده
1
2
خودکشی کرده
1
1
کشته شده در زندان
2
_
جمع
73
30
* از کتاب " ایران بین دو انقلاب " تألیف یرواند آبراهامیان ، نشر نی صفحه 593
نتیجه این ترقه بازی ها این بود که نه تنها رژیم شاه توسط خلق مسلح قهرمان به پیشتازی این گروه ها سرنگون نشد ، بلکه آنها با تشدید جو پلیسی و نظامی حاکم بر جامعه تتمه مبارزات اجتماعی مردم ایران را نیز دهها سال به عقب راندند .
در سال 1356 هنگامی که این گروه ها در زندان بودند ، خلق قهرمان بدون آنها در موقعیتی که رژیم به لحاظ داخلی در تورم شدید اقتصادی و به لحاظ خارجی تحت فشار غربی ها برای رعایت حقوق بشر قرار داشت ، بپا خواست و به دلیل همین خشنونت های دو سویه جریانی از رادیکال ترین اسلامیست ها توانستند با تکیه بر باورهای مذهبی مردم و با همراهی و همدستی بسیاری از روشنفکران مذهبی و مارکسیست حتی بعضاً ناسیونالیست آن دوران از موقعیت استفاده کرده ، حکومتی اسلامی را بر ایران حاکم کنند .
یک نظام عقیدتی / اسلامی که این بار برای شیوه حکومتی خود توجیهات دینی و شرعی هم داشت و خود را جانشین خدا و پیغمبر و امامان شیعه می دانست ، مسلماً اگر انقلاب ایران روند طبیعی خود را طی می کرد و قبل از آن سازمان هایی مانند مجاهدین با چریک بازی خود محیط سیاسی جامعه را قفل نمی کردند ، هرگز قدرت به این آسانی به دست رادیکال های اسلامی نمی افتاد .