www.irandidban.com


« مجاهدین خلق در آئینه تاریخ »

(5)

" به قلم مهندس علی اکبر راستگو "

 

مرحله دوم بعد از انقلاب

از سال های 1357 تا 1366 سال تأسیس ارتش آزادیبخش

پس از انقلاب 22 بهمن 1357 و استقرار جمهوری اسلامی در ایران ، مجاهدین خواستار سهیم شدن در قدرت شدند ، مجاهدین در تشکیل اولین کمیته های انقلاب اسلامی در تهران و شهرستان ها دخیل بودند .

آنها بعضاً در ردیابی افراد مهم رژیم شاه و دستگیری آنها به این کمیته ها کمک های شایانی کردند ، آنها حتی در تیرباران ژنرال ها و وزرای رژیم شاه شرکت کردند ، در جریان گروگان گیری سفارت آمریکا مجاهدین با تمام قوا به حمایت از این حرکت پرداختند و اعلامیه ای با عنوان " پس از شاه نوبت آمریکاست " منتشر کردند .

مسعود رجوی در حمایت از جمهوری نوپای جدید تا آنجا پیش رفت که در انتخابات ریاست جمهوری سال 1359 آیت الله خمینی را به عنوان کاندیدای مجاهدین معرفی کرد .

 

اطلاعیه سازمان در سال 59 درباره نامزد کردن آیت الله خمینی برای تصدی ریاست جمهوری

ولی با تمام این احوال آیت الله خمینی دست رد بر سینه آنها نهاد و به درخواست رجوی مبنی بر اشتراک در قدرت وقعی نگذاشت .

پس از به حکومت رسیدن آیت الله خمینی و هرج و مرج که در کشور حاکم بود ، فرصتی طلایی برای مسعود رجوی پیش آمد تا بتواند از شور و التهاب جوانان ، همچنین از ناآگاهی ها از تاریخ معاصر ایران ، تاریخ اسلام ، وضعیت کشورهای سوسیالیستی و تاریخچه خود سازمان مجاهدین بهره برداری کرده و از میان ایشان نیروگیری کند .

این نیروها که اساساً در فضای درهم و هرج و مرج اوایل حکومت اسلامی فرصتی برای ارزیابی اوضاع و احوال و تفسیر و تبیین شعارهای مسعود رجوی نداشتند ، بدون هیچ شناختی به میدان جنگ نابرابر با حکومت اسلامی کشانده شدند . 

 

امام خطاب کردن آیت الله خمینی توسط مجاهدین

 این درگیری برای قدرت که در دو خط موازی چانه زدن برای سهمی از قدرت و قدرت نمایی خیابانی بروز می کرد ، زمینه ای را به وجود آورده بود که جمهوری اسلامی در تاریخ 30 خرداد 1360 بر روی مجاهدین که جهت کودتای نظامی بعضاً مسلحانه به خیابان ها آمده بودند آتش گشود .

پس از این تاریخ موج گسترده ی دستگیری های خیابانی و دسته جمعی آغاز شد و هر دو نیرو _ یکی برای حفظ قدرت و دیگری برای دست یافتن به قدرت _ کودتا وار مردم را به جان هم انداختند که حاصل این جنگ خونین بیش از هزاران کشته و اعدامی و زندانی بود ، به خصوص این که جهت اعدام افراد سازمان حکومت به هیچ دلیلی برای اثبات اتهامشان نیاز نداشت .

سازمان مجاهدین آغاز مبارزه مسلحانه را نوعی دفاع از خود قلمداد می کند و عقیده دارد که این نوع مبارزه از طرف رژیم جمهوری اسلامی به آن تحمیل شده است ، ولی آیا این نظر درست است ؟ آیا مجاهدین حقیقتاً نمی خواستند وارد مبارزه مسلحانه بشوند ؟ آیا مجاهدین از مدتها قبل نمی دانستند که رژیم در صدد قلع و قمع آنها است و فقط منتظر یک بهانه است .

مسعود رجوی در تابستان 61 سلسله مصاحبه هایی با نشریه " اتحادیه انجمن های دانشجویان مسلمان خارج از کشور " انجام داد ، که تحت عنوان " جمع بندی یک ساله مقاومت " به صورت کتابی چاپ و منتشر شد ، وی در این جمع بندی که اولین و آخرین جمع بندی سازمان در بعد از آغاز مبارزه مسلحانه تا به حال می باشد به توضیح کامل این امر می پردازد که مجاهدین حتی قبل از ورود آیت الله خمینی به ایران می دانسته اند که در نهایت با وی کنار نخواهند آمد و کار به جنگ مسلحانه خواهد کشید .

رجوی می گوید :

" حتی یک سال قبل از ورود خمینی به ایران از روی اطلاعیه هایی که می داد تفکر و ماهیتش را به طور مکتوب تحلیل نموده و بر خصایص ارتجاعی او انگشت گذاشته بودیم ، در این تحلیل که بعداً خبرش در زندان به گوش رفسنجانی هم رسید _ آشکارا گفته بودیم که اگر خمینی بیاید هیچ مسئله ای از جامعه را نخواهد توانست حل کند و باز انقلاب دیگری لازم خواهد بود ، رفسنجانی نیز همان جا گفته بود که جنگ اصلی و آخری ما با مجاهدین است ." *

________________

*  کتاب " جمع بندی یک ساله مقاومت " مصاحبه مسعود رجوی صفحه 100

 

رجوی در جای دیگر می گوید که قبل از سی خرداد به نقطه ای رسیده بود که منتظرش بود :

" یادتان هست که در تمام این مدت خمینی حتی یک روز ، دقیقاً حتی یک روز ما را آرام نگذاشت و بعد که سرانجام دید که در میدان سیاست حریف ما نیست و ما روز به روز رشد می کنیم و روز به روز بیشتر مردم را علیه او بر می انگیزیم نه فقط از انتخابات ریاست جمهوری و مجلس و امثالهم حذفمان کرد ، بلکه سرانجام قبل از سی خرداد به نقطه ای رسید که ما از پیش منتظرش بودیم و آن این بود که دیگر توطئه و دروغ بر علیه مجاهدین اثر ندارد و بایستی به طور رسمی و علنی سرکوب نظامی و پلیسی آنها را آغاز کرد ." *

_________________

* کتاب " جمع بندی یک ساله مقاومت " مصاحبه با مسعود رجوی صفحه 82

 

رجوی مدعی است که با نوشتن نامه ای به خمینی در اریبهشت 59 با وی اتمام حجت کرده است :

" یادآوری می کنیم که در اردیبهشت همان سال ( سال 60 ) اگر یادتان باشد ما به خمینی نامه نوشتیم آن هم یک نامه سرنوشت ساز و اتمام حجت کردیم .

گفتیم و مؤدبانه هم گفتیم ، قانون اساسی ای را که خودت نوشتی و ما به آن رأی ندادیم همان را اجرا کن ، اقلاً مشروعیت را در آن حفظ بکن ، ماها حاضریم در چارچوب یک زندگی و مبارزه مسالمت آمیز به آن تن بدهیم ، به شرطی که آزادی ها و حقوق خلق در همان حد ناقص و ضعیف که فی الواقع چیزی هم نبود رعایت شود ، سلاح هایمان را هم حاضریم تقدیم بکنیم ، حاضریم به دیدنتان هم بیاییم .....

جواب های خمینی را هم می دانید :

یا تسلیم مطلق یا هم که جنگ ! این پیام خمینی بود ، آشکار و واضح ! پیام 15 خرداد همان سال و بعد هم پیام 30 خرداد خمینی نیز روشن بود که جنگ است."*

 ________________

* کتاب " جمع بندی یک ساله مقاومت " مصاحبه با مسعود رجوی صفحه 114

 

اینجا سؤالات چندی مطرح می شود :

1.     آیا سازمان قبل از سی خرداد 60 نمی دانست که دیر یا زود وارد جنگ مسلحانه با رژیم خواهد شد ؟

2.  با توجه به این که رجوی در جمع بندی یک ساله مقاومت به این سؤال جواب مثبت داده و گفته که از قبل برای آن آماده بوده و همه برنامه ها را هم روی آن کوک کرده است ، پس چرا می گویند که مبارزه مسلحانه بر آنها تحمیل شده و سازمان آمادگی آن را نداشت ؟

جواب در هر حال از سه حال خارج نیست :

1.     یا رجوی و مسئولان سازمان لیاقت و کفایت سرنگونی را نداشته اند .

2.     یا این که در زمان شروع مبارزه مسلحانه دچار اشتباه شده اند .

3.     یا خیر اصولاً رجوی و سازمانش در خط غیر اصولی هستند .

این موضوع ریشه در تحلیل های اشتباه سازمان از طبقه اجتماعی خود و رشد بادکنکی بعد از انقلاب دارد ، در فضای انقلابی بعد از انقلاب سازمان توانست به اتکاء گذاشته مبارزاتی خود در مبارزه با رژیم شاه ، طیفی از جوانان و دانشجویان را در مدارس و دانشگاه ها سازماندهی کرده و برای تظاهرات به خیابانها بفرستد .

در مورد ضرروت اعمال قهر و مبارزه مسلحانه بر علیه رژیم جمهوری اسلامی و این که سازمان راه دیگری جز مبارزه مسلحانه در نظر نداشته ، مسعود رجوی احتیاجی به بحث و اثبات نمی بیند :

" سؤال این بود که چگونه و در چه خطی می توان رژیم خمینی را سرنگون ساخت؟

امروز دیگر برای هر کس که مختصر آشنایی با رژیم خمینی داشته باشد ، ضرورت مبارزه مسلحانه احتیاجی به بحث و اثبات ندراد ، منظور ما هم از استراتژی و جاده ای که در بحثمان می خواهیم به دستش بیاوریم ( و این که چگونه می شود خمینی را سرنگون کرد ؟) یعنی این که مبارزه مسلحانه را چطوری و در چه مسیری به کار بیاندازیم تا او زودتر سرنگون بشود ." *

___________________

* کتاب " جمع بندی یک ساله مقاومت " مصاحبه مسعود رجوی صفحات 54 _ 53