" اپورتونيسم راست "
(1)
اين ايده يا شايعه كه اين روزها از سوي برخي تبلغ مي شود كه ظاهرآ ،طيفي،جناحي يا عده اي در درون مجاهدين يا محفل سياسي آنها (شوراي ملي مقاومت) ،به راست گرايش دارند،(مراد از راست ،سرمايه داري جهاني و سياستهاي توسعه طلبانه آن مي باشد ..!) و سعي دارند تا با زدو بند با امپرياليسم ،حيات سياسي مجاهدين را پس از صدام تداوم بخشند ،ناشي از :
1- عدم اطلاع آنها در مورد بافت مجاهدين و سازمان كار سياسي آنها است و اينكه نمي دانند اساسا استراتژي و تاكتيك هاي بكار برده شده توسط مجاهدين ،توسط يك نفر طرح و تصويب مي شود و سايرين مجري آن مي باشند.
2- عدم آشنايي با شوراي ملي مقاومت و هژموني رجوي و مجاهدين بر آن مي باشد .در اين محفل ابتدا همه پذيرفته اند كه خط اساسي و پيش برنده در مقطع حاضر ،خط مجاهدين مي باشد و بنا براين بحثها حول اين مي گذرد كه چگونه بايست براي انجام موفقيت آميز اين خط حركت نمود و همه در زير اين چتر مستقل مي باشند و آزادند كه نظر بدهند و نظر هم مي دهند.
وانگهي اين مجموعه كه حدود500 عضو دارد ،تنها 30 يا 40 عنصر غير مجاهد دارد كه چند تن از آنان نيز وابستگان به شخص رجوي مي باشند و عده اي هم بنا بر مصالحي در پوششي (مثلا روحاني يا بازاري و يا اقتصاد دان ) غير سازماني مي باشند.تنها تعداد انگشت شماري از وابستگان به ساير جريانات سياسي را مي بينيم كه آنها نيز به تبعيت از همان قانون بالا عمل مي نمايند.
3- آنها كه بر روي چنين تئوري خيالي پافشاري مي كنند ،عموما از طيفي مي باشند كه فاصله زيادي با مجاهدين دارند و شرمگين از سياستهاي مجاهدين ،ناباورانه متوجه تضاد رفتارهاي مجاهدين با معتقدات خود را مي بينند .
اما حقيقت امر اين است كه ،مجاهدين از مدتها پيش نه بر اثر رخنه يك اپورتونيست راست ،بلكه بر بي ثباتي مفرط خود و پذيرش هر وسيله و دست دادن با هر جرياني ،تبديل به جرياني اپورتونيستي در كل جنبش در آمده است .
اين هم كه برخي از اعضاي شورا در شعارهايشان گاهي در مورد امپرياليسم و اهداف آن سخن مي گويند ،از قضا مويد همين اپورتونيسم است .
براي همه آنها كه اين روزها با بيرون افتادن مواضع سخيفانه و ذليلانه باند رجوي در برابر آمريكا و اسرائيل ،به فكر واداشته شده اند ،فرازهايي از كتاب بررسي انحراف مركزيت ،
(كه ديربازي است جاي خود را به رهبر عقيدتي داده است)از انتشارات سازمان مجاهدين در سال 1358 را مي آوريم:
"اگر انحراف يا تجديد نظر طلبي مسجل شود ،يعني يكي از اصول لازم الاتباع در حركت سياسي،و يا يكي از اركانهاي اعتقادي ناديده گرفته شود ،موضع مخالف(اپوزيسيون)داخلي سازمان را اتخاذ كرده و در مرحله اول بايستي با يك مبارزه مسالمت آميز و سالم دروني ،سعي بر غلبه انحراف يا تجديد نظر طلبي نمود.
در مرحله بعد وقتي كوششهايمان نتيجه نبخشيد،بايستي از اين سازماني كه نمي خواهد مواضع خود را تصحيح كند جدا شويم ،اين يك انشعاب اصولي و لازم است كه در تاريخ احزاب انقلابي دنيا نيز نمونه هاي فراوان دارد."
حال چرا در شرايط حاضر ،چرا نه كسي مي تواند بر عليه چنين رفتاري موضع بگيرد و نه مي تواند كه بگيرد را بايد در كودتاي ايدئولوژيك در سال 1364 جستجو نمود كه تعداد اندكي كه معتقد به روشهاي دمكراتيك مانند پلنوم و بررسي مواضع داشتند ،از صحنه سياسي سازمان حذف و سپس بطور فيزيكي حذف گرديدند جستجو نمود.
موضعگيريهاي دوگانه و چندگانه سازمان آنقدر عريان و بي پرده است كه بي نياز از توضيح مي باشد و كنارهم گذاشتن موضعگيريهاي سازمان در مقاطع مختلف گوياي ماهيت روند حركت خائنانه آن مي باشد.
آنچه در پيش رو است ،بررسي مقايسه اي مواضع سازمان در قبال امپرياليسم و بطور خاص در رابطه باآمريكا است.
مطالعه آنها مي تواند به درك فرماليستي بودن مواضع گذشته و موقعيت خفت باري امروز مجاهدين كمك نمايد.
* * *
نشريه مجاهد شماره 9
اكنون چه كسي به دنبال پهن كردن فرش قرمز در مقابل سرمايه داري و زورگويان مي باشد؟
نشريه مجاهد شماره 11
آيا رابطه با آمريكا مي تواند بر اساس مودت ، دوستي يا عدم مداخله باشد؟
گزارشي از برنامه ها و توطئه هاي امپرياليسم آمريكا در طول پنجاه سال سلطنت ننگين پهلوي
...در 23 تير 1329 ،آورل هريمن مشاور مخصوص ترومن رئيس جمهور آمريكا به اران آمد و مردم مبارز و آزاديخواه ما به تظاهراتي خونين دست زدند كه بالاخره در مهر 1330 قراردادي بين دولت ايران و آمريكا براي استفاده از كمك مالي آمريكا زير عنوان اصل چهارم ترومن بسته شد.مضمون و محتواي اين كمكها كاملا روشن است كه در جهت هر چه بيشتر وابسته كردن و به زير سلطه كشيدن ايران بود كه متعاقب آن جاسوسهاي آمريكايي در قالب رساندن كمك هايي به ايران سرازير شدند.طبق سياست آمريكا طبعآ سازمان و اداره اي كه مي بايست در ايران تاسيس شود محل خوبي براي جاسوسي و نطفه اي براي نفوذ علني است.به همين نحو بوده است فعاليتهاي سپاه صلح كه هدف جاسوسي آنها مقدم بود.
عجبا !! كه مجاهدين با اين همه تاريخ داني و تجارب گرانبها متوجه نباشند كه خوش خدمتي ها آنها،چه چيزي را در پي دارد!
نشريه مجاهد شماره 77
اعلاميه نظامي شماره ي 3
تاريخ 10/3/1351
صبحگاه امروز در ساعت 5/7 اتومبيل مستشاري شماره 4 حامل ژنرال هوايي هارولد پرايس سر مستشار هوايي آمريكا در ايران در خيابان قيطريه در حاليكه بوسيله اتومبيل ديگري از مامورين امنيتي آمريكا محافظ مي شد مورد حمله مجاهدين قرار گرفت و بكلي منهدم شد
مجاهدين اين روزها اطلاعيه اي را كه با آيه قرآن شروع شده است و در زمان مركزيت رضارضايي انجام گرديده است ،مربوط به بخش منشعب ماركسيستي مي دانند و مدعي هستند كه رهبري كنوني آنها هيچ نقشي در آن نداشته است تا شايد مورد پذيرش آمريكا قرار گيرند!
نشريه مجاهد شماره 77
...امروز در دنيا دو جناح وجود دارد.يك طرف محرومين ،گرسنگان ،آوارگان فلسطيني و مبارزين وجود دارند و در طرف ديگر اغنياء،صاحبان ناپاك فانتومو چاه نفت ،ماشين هاي جنگي و كارخانجات عظيم ،بين اينها هيچ رابطه،هيچ تفاهم مطرح نيست.
...ما به اينكه در طرف اول قرار داريم افتخار مي كنيم .ما به جرم خود افتخار مي كنيم .ما به اينكه دست در دست چريكها براي نابود كردن امپرياليسم و صهيونيسم مبارزه مي كنيم افتخار مي كينم.به غير از نبرد يا تسليم راه ديگري وجود ندارد يا نبرد است مثل فلسطين ،چين و ويتنام و يا اسارت مثل خودمان.
بخشي از دفاعيات مسعود رجوي در دادگاه
امروز آقاي رجوي و بقاياي گروهش ،راه ديگري را براي ادامه حيات انتخاب نموده اند ،راه سومي كه همه خائنين و ورشكستگان انتخاب نموده اند،راه سازش و نوكري خفت بار.
آموزش هايي در باره سازمان
(5)
رهنمودهايي در باره تعليمات و
كار تعليماتي مجاهدين
سازمان مجاهدين خلق ايران
آ- ممنوعيت هر گونه تجديد نظر و دستبرد در فرهنگ و اصطلاحات تعليماتي و هوشياري در برابر نزديكي به فرهنگ راستگرايان:
در مبحث قبلي به مكانيسم هاي ظريفي كه به تجديد نظر در مباني عقيدتي سازمان منتهي مي شود اشاره كرديم .يكي از اين مكانيسم ها ،دست بردن در فرهنگ و شكل و يژه تعليمات مجاهدين است.
آيا انقلاب ايدئولوژيك آقاي رجوي ،دست بردن در فرهنگ مبارزاتي و تغيير كامل آنها نبود ،تا حدي كه آن را به سطح يك فرقه بسته و وابسته به صدام تنزل داد؟!
ادامه دارد...