..:::::فرقه
گرایی
:::::..

قوانین فرقه رجوی
رجوي
قطب فرقه مجاهدين،خود را قطب عالم امكان مي داند . مدعي است تمام رازها
و رمزهاي هستي را مي داند .او واضع عقايد و افكاري است كه قانون فرقه
محسوب مي شود . ملاك صحت و درستي اين قوانين و افكار، همان ايدئولوژي
است كه وي ارائه مي كند و در نهايت خود او مترادف با ايدئولوژي گرفته
مي شود .
|
|
روانشناسی
رجوی
وقتي
بينش خاصي برمدير يك سازمان حاكم گردد اين بينش رد پاي خود را در تمامي
عملكردهادر
دراز مدت نشان مي دهد.در
سازمان مجاهدين نارسيسيسم حاكم بر رهبر اين سازمان بتدريج قوت گرفت و
هرچه از عمر رياست رجوي بر اين سازمان گذشت خودش را بيشتر نمايان نمود
.
|
|
برخورد با اندیشه
اروپائيها
بيشتر بر بعد اعتراف ، تأكيد دارند .چينيها بخصوص در برخورد با مردم
خود بيشتر بر همسان سازي ايدئولوژيك تأكيد دارند .(مجاهدين در سلسله
جلساتي كه بطور روزانه تحت عنوان عمليات جاري دارند با عنوان انتقاد از
خود دائما چراغ اعتراف گيري راروشن نگه مي دارند.اين جلسات بطور نوبه
اي در حضور مسئول گروه برگزار مي گردد.در بعد ديگر افرادي كه مجري
فرامين تشكيلاتي مي باشند مامور همسان سازي ايدئولوژيك مي باشند.اما
همانطور كه نويسنده نيز مي گويد) مع ذلك در هر دو مدل، پيگيري بعد فرعي
وسيله اي براي دستيابي به بعد اصلي است .
|
|
نژاد پرستی
گروهی
انسان
ايراني سزاوار ترحم نيست چون مهر تاييد بر رفتار و مواضع رجوي نزده
است.افرادي كه تازه وارد گروه مي شوند "انقلاب نكرده مي باشند و با كد
"مهمان " شناخته مي شوند.
|
|
خط مشی زندگان در آینه مردگان
مي
توان از طریق ویژگی های ذکر شده برای کشته شدگان به ویژگی های مجاهد 79
دست یافت ، همخوانی های مطالب نوشته شده در این سرگذشت نگاری ها و
دیدگاههای ابلاغی سران فرقه ، نشان می دهد که این نوشته ها در راستای
سیاست های روز مجاهدین طرح می شود و در واقع نوعی تبلیغ پنهان برای
خواستهای گروهی است.
|
|
فساد و سوء استفاده جنسی از زنان به عنوان ابزار جذب و حفظ نیرو(تصویری)
مصاحبه
افشاگرانه یکی از اعضای جداشده مجاهدین درباره روابط درونی این گروه
|
|
تولید ارگانیکی فساد
دخالت
در تمام شئون شخصي ،از بين بردن آزاديهای شخصي و يك دست كردن آموزشها و
ذهنها ،سانسور و كنترل مجاري خبري و برخورد خشونت آميز با منتقدين از
جمله سنتهاي ديرپاي مجاهدين در مدت فعاليت زير زميني آنها بود،سنتهايي
كه آنها را خواهي نخواهي به توتاليتاريسم نزديك مي نمود،اما قرار گرفتن
رهبري كاريزما و قدرت طلب با تمام ويژگيهاي ديكتاتورها از نقاط عطف
دستگاه جديد انقلاب ايدئولوژيك بود.
|