تاريخ: ٠٤/٠٦/١٣٨٢ تعداد بازديد صفحه: ١١٢٢
بر روي خط شب 4



قسمت اول مصاحبه با فريدون گيلاني :





پيرامون خبر ايجاد راديو و تلويزيون مجاهدين خلق ؛ جولاي 1996



_ آقاي فريدون گيلاني، عضو پيشين شوراي ملي مقاومت كه اگر جدا شدن ايشان از شوراي ملي مقاومت را به ياد داشته باشيد چه واكنش خشم آلودي از سوي شورا عليه فريدون گيلاني و عليه راديو صداي ايران برانگيخت .



آقاي فريدون گيلاني نويسنده شاعر و منتقد هنري هستند و به ويژه در سالهاي پيش از انقلاب در كيهان آثار خودشان را به چاپ مي رساندند و شنوندگان ما همه با آثار ايشان آشنايي دارند ، البته در تلويزيون هم آقاي گيلاني فعاليت داشتند .



صبح شما بخير آقاي گيلاني يك خبري امروز منتشر شده در يكي از روزنامه هاي لوس آنجلس ، صبح ايران امروز درباره راديو تلويزيون 24 ساعته مجاهدين خلق ، با توجه به آگاهي هايي كه شما از اين سازمان داريد و با توجه به اينكه اين سازمان حاضر نيست با ايراني ها گفتگو بكند ؛



خواستم از شما بپرسم كه اولاً چنين طرحي براي راديو تلويزيون 24 ساعته مجاهدين داشتند ، برخي مي گويند اين طرح را خود شما داديد به آنها خواهش مي كنم در اين مورد توضيح دهيد .



گيلاني :



آقاي مهري سازمان مجاهدين در موقعيتي قرار گرفته يعني دستگاه رجوي ها اين سازمان را در معرض قرار داده كه از ادامه مبارزه نظامي با رژيم جمهوري اسلامي ايران عاجز شده اند .



يعني از آخرين عملياتي كه در سال 67 داشت به نام فروغ جاويدان توانمندي نظامي خودش را در مقابل رژيم از دست داده است ، بنابراين طرح هاي اجتماعي را كه از پيش داشته است دارد سعي مي كند كه پياده كند .



منتهي من قبلاً عرض كنم كه براي اجراي طرح هاي اجتماعي بايستي زمينه اجتماعي وجود داشته باشد و مجاهدين در حال حاضر زمينه اجتماعي را مطلقاً فاقد هستند ، كه دليل آن را بعد مي توانيد بپرسيد من خدمت شما عرض مي كنم .



اما اين طرح ها و برنامه ها و در آن طرح هاي اجتماعي را آنها از قبل داشتند ، پس از آن شكست و يكي از كساني هم كه روي اجراي اين طرح ها اصرار مي ورزيد خود من بودم گاه پيشنهادهاي آن را خودم مي دادم ، بالاخص در مورد راديوي سراسري اروپا و آمريكا روي اين ما بسيار با آنها چانه زديم ولي وضع مالي سازمان پاسخگوي چنين طرحي نبود .



_ اين مال چه زماني است آقاي گيلاني ؟



گيلاني :



اين بعد از سال 67 است ، الان پيداست كه وضع مالي آنها خوب شده براي اينكه ريخت و پاشهايي كه اخيراً مي كنند خيلي با دست باز خرج مي كنند خرجهاي كلان مي كنند .



_ در كجا خرج كردند آقاي گيلاني ؟



گيلاني:



آخرين هزينه سنگيني كه اينها كردند كه كاملاً به چشم خورد همين كنسرت اخير لندن بود ، به شيوه مرحوم محمد كريم ارباب از هنرمندان شهير مصري ، آمريكايي ، آمريكاي لاتين استفاده كردند براي اينكه جمعيت غير ايراني را به سالن بكشانند و از آنها فيلم بگيرند و اين فيلمها را در منطقه مرزي براي نيروهاي باقيمانده خودشان نشان بدهند و بگويند كه هنوز مردم ايران با اين وسعت از مقاومت حمايت مي كنند .



به اصطلاح خودشان مي گويند مقاومت و بعد اين فيلم را در شبكه تلويزيوني عراق كه روزي يك ساعت براي نوار مرزي ايران پخش مي شود براي ايراني ها نشان بدهند و بگويند كه مردم در تبعيد با ابعاد گسترده اي از رجوي ها حمايت مي كنند .



آخرين خرج آنها به اين شكل بود كه عده اي را از نقاط مختلف اروپا و سراسر جهان ، عده اي ايراني و غير ايراني كه اصلاً هيچ ارتباطي به موضوع مقاومت نداشتند براي تفريح در لندن چهار روز در هتل چهار ستاره با هزينه وروديه ، اتوبوسهاي مبله شيك با صد مارك احتمال 70 و 80 دلار اينها را بردند به آنجا .



افغاني ، پاكستاني ، سريلانكايي و در خود لندن هم كه به اصطلاح اعراب و پاكستاني و آمريكاي لاتيني ها بودند كه مشتري اين كنسرت بودند ، به هر حال فقط دو ساعت آقاي رجوي در روز بعد از اين كنسرت از عراق با طرفداران خودش كه عده معدودي بودند با ماهواره صحبت كرد .



سالن بسيار گران ، دستمزد خوانندگان بسيار بالا و دستمزد اركست بسيار بالا و پول هتلي كه پرداخت كردند بسيار سنگين ، پوسترها و همين طور تمام جزئيات آن را ما در آورديم چيزي بيش از 10 ميليون دلار خرج كردند .



_ يعني اين كنسرت 10 ميليون دلاري بوده ؟



گيلاني:



حداقل .



_ آقاي گيلاني اينها معمولاً مي گويند كه ما هزينه هاي خودمان را از گردآوري سكه هايي كه در فرودگاهها به مجاهدين مي دهند تأمين مي كنيم ، شما نظرتان چيست ؟



گيلاني :



يك مقداري قبلاً اين كار را مي كردند در صورتي كه هزينه هاي ارتباطي و مكاتباتي يعني تلفن و رفت و آمدهاي خودشان را در مي آورد ، تازه آن هم الان به شدت محدود شده است ، آن پولها كه من خودم برايشان در مي آوردم ، هم من و هم خانواده ام ، آن پولها كفاف چنين خرجهايي را نمي دهد ، نه خير .



اين پولها قلمبه است و پولهاي كلان است ، حتماً از بودجه عراق گرفتند ، البته ما داريم تحقيقات مي كنيم اينها يك رقم 50 ميليون دلاري از عمو صدام گرفتند و حتي در كنگره آمريكا لابي دادند براي عراق يعني نقش دلال عراق را براي باز شدن محاصره اقتصادي دارند بازي مي كنند .



بنابراين پول كلاني كه به آنها داده شده است ماحصل اينكه ، آقاي مهري اينها الان به عنوان بخشي از دولت عراق دارند كار مي كنند يعني شكست قطعي اينها شكست دولت عراق است .



چون دولت عراق از اينها به عنوان ابزار و مستمسكي در مقابل جمهوري اسلامي استفاده مي كند ، بنابراين نمي خواهد كه اين ابزار معامله را از دست بدهد ، پس به لحاظ مادي آن را تقويت مي كند .



اينها هم اين پول را صرف امور نظامي كه هدف نهايي آنها بود هميشه كه مي گفتند ، نمي توانند بكنند ، بنابراين صرف طرح هاي ظاهراً اجتماعي مي كنند يعني تبليغات سنگين ، انتشارات سنگين و طرح هاي راديويي و تلويزيوني كه فرموديد _ آقاي گيلاني اينها مثلاً براي اين كنسرت عظيم خودشان يا به گفته خودشان عظيم هيچ بيلان يا ترازنامه مالي ارائه نمي دهند ؟



گيلاني :



نه خير اينها هيچ وقت بيلان و ترازنامه مالي ارائه نمي دهند جز آنكه قبلاً يعني تا چند سال پيش مي گفتند كه ما در اين سال اينقدر پول در آورديم ، اين قدر خرج كرديم ، پولي هم كه در مي آوردند مي گفتند از طريق تجار داخل كشور مي گرفتند و نمي گفتند از طريق كمك هاي مالي در خيابانهاي جهان و از طريق بودجه صدام يا ملك فهد و كويت مي گرفتند ، اينها هرگز بيلان نمي دهند نه خير .



_آقاي گيلاني ببينيد بسياري از گزارشاتي كه از درون مرز مي رسد حاكي از اين است كه مجاهدين شالوده حمايتي در ايران ندارند ، دست كم آن چيزي كه ما مي شنويم حالا شايد گزارشهاي ديگري هم وجود داشته باشد .



اين دو نماينده پارلمان انگليس هم اخيراً رفتند با خواهش مجاهدين خلق به ايران ، با ترغيب سازمان مجاهدين خلق به ايران رفتند در بازگشت گفتند كه براي ما غافلگير كننده بود كه ديديم در ايران مجاهدين خلق كوچكترين پايگاهي ندارند ، آن وقت چطور مي خواهند راديو تلويزيون در برون مرز ايجاد كنند ؟



گيلاني :



پاسخ در درجه اول اين است كه مدتهاست كه طرفداران خودشان را در ايران از دست داده اند ، منتهي ما يك مقداري غافل بوديم يا اشتباه كرديم كه با اينها ادامه داديم ، در واقع مي شود گفت كه اشتباه كرديم .



از همان سال 64 كه موضوع ازدواج ايشان با مريم پيش آمد در داخل كشور محبوبيتي را كه داشتند از دست دادند ، حتي در داخل زندانها بچه هايي كه بودند باصطلاح مسئله دار شدند در آنجا ايجاد نفرت شد .



من با بچه هايي كه آن زمان زندان بودند و آمدند بيرون ملاقات كردم به شدت برافروخته بودند كه ما بعد از آن چرا با آنها ادامه داديم ، به هر حال جامعه شناسي در اين قرن در اين دوره پيشرفت وسيعي كرده موضوع آمارگيري و نمونه گيري آماري بسيار بالا و در دسترس است .



يعني شما با يك نمونه گيري آماري و يا نمونه گيري يا آمارگيري وسيع در خارج از كشور مي توانيد متوجه بشويد كه بين بيش از 4 ميليون پناهنده يا تبعيدي ايران ، مجاهدين در چه موقعيتي هستند و به همين نسبت مي توانيد موقعيت اينها را در داخل كشور ارزيابي كنيد .



به همين جهت هم هست كه خود رجوي ها به اين نكته پي بردند كه بين توده هاي مردم هيچ گونه محبوبيتي ندارند و به عكس دافعه دارد ، جامعه نسبت به آنها نفرت دارند ، نسبت به آنها و به همين جهت متوسل مي شوند به غير ايراني ها .



آنها را جمع مي كنند جايي و آنها را به عنوان ايراني معرفي مي كنند ، همين كنسرت لندن را مثال مي زنم براي شما ، گفتند كه 25 هزار نفر از هموطنان ما از هواداران مقاومت از رئيس جمهور برگزيده مقاومت مريم رجوي حمايت كردند .



اولاً كه آن سالن ظرفيت 15 هزار نفر را دارد بعد طبق عكسي كه خودشان چاپ كردند ميزهاي گله گشاد چيدند و حداكثر جمعيت خارجي كه آمده بودند نمي تواند بيش از 7 يا 8 هزار نفر باشد .



حدود دو هزار نفري هم ايراني در نقاط مختلف جمع كردند بردند آنها هم كه براي تفريح رفتند ، خانمي به من زنگ زده بود مي گفت كه من براي اينكه خانواده خودم را در لندن ببينم از اين موقعيت كه با پرداخت 10 مارك مي توانستم به دست بياورم استفاده كردم ، بنابراين موقعيت اجتماعي رجوي متزلزل است .



سعي مي كند كه غير ايراني را به جاي ايراني روي صندلي بنشاند ، مي گفتند 25 هزار نفر حمايت كردند از اين طرح و از اين فيلم ، سعي مي كند كه به نام خود يعني اين فيلم را جلوي پارلمانترها مي گذارد و جلوي محافل مختلف ، جلوي صدام حسين و مي گويد كه نگاه كنيد همه ايراني ها چنين پر خروش از ما حمايت مي كنند .



در يك چنين برنامه هايي حدود دويست سيصد نفر از خودشان را هم در مركز سالن مي نشانند و دوربين روي آنها زوم مي كند و زماني كه آنها شعار مي دهند ايران رجوي ، رجوي ايران ، مريم مهر تابان ، مي بريمت به تهران ، دوربين اين را مي گيرد و بعد يك چرخ مي زند در سالن و تعميم مي دهد به كل جمعيت يعني اين كه كل جمعيت دارد اين شعار را مي دهد .



حال آنكه كساني كه در همان سالن بودند مي دانند كه كل جمعيت اين شعار را نمي دادند ، اينها فقر اجتماعي و فقر توده اي است ، يعني خودشان واقف هستند كه مردم از آنها حمايت نمي كنند ، هر چه هم به خانه ها مراجعه مي كنند ، تلفن مي زنند براي اينكه مردم را جذب كنند ، به سالنها و به سخنرانيها كسي نمي رود .



جلسات رسمي كه مي گذارند مثلاً در كلن گذاشته بودند براي همين موضوع 30 خرداد در يك شهر 70 نفر رفته بودند و در شهري كه قبلاً يعني 5 يا 6 سال پيش 5 هزار نفر آمده بودند ، 110 نفر آمده بودند كه از اين 110 نفر 7 يا 8 نفر از آنها از بچه هاي ميليشيا بودند، بچه ها و فرزندان مجاهد را آوردند به اينجا و اينها را بدبخت كردند .



_ آقاي گيلاني يك سؤالي كه هميشه در مورد جدا شدگان از سازمان مجاهدين خلق يا در مورد جدايي شما از شوراي ملي مقاومت وجود دارد اين است كه به هر حال همه يا عده اي كه با مجاهدين مخالفت مي كنند به نفع رژيم تمام مي شود .



شما كه در اروپا به خصوص فعاليت شديدي را عليه تبليغات مجاهدين شروع كرديد و ادامه مي دهيد و حتي گفته مي شود كه جان شما در خطر است ، فكر نمي كنيد كه اينها به نفع جمهوري اسلامي تمام بشود ، اصلاً چه جوابي داريد در اين مورد بدهيد ؟



گيلاني :



آقاي مهري ، اينها ارثيه حزب توده است ، يعني اين كه هر كسي كه با ما نيست با امپرياليسم آمريكا است ، آنها اين را گفتند هر كسي با ما نيست هر كسي ضد سياست هاي مسكو است پس با امپرياليسم آمريكا است و با استعمار انگليس است .



خوب ببينيد حرفي را كه كليشه مي شود چقدر مي شود تكرار كرد ، به قول اين خبرنگار رويتر به من زنگ زده بود مي گفت كه آخه يك نفر از اينها كه جدا شده مأمور است ، دو نفر يا سه نفر مأمور است 10 يا 100 نفر آخه مگر همه مأمور مي شوند .



پس اين آقا در دستگاه خودش در عراق يك شعبه نمايندگي وزارت اطلاعات رژيم را داشته و از همان جا پرورش مأمور مي كرد ، اين آقا كريم حقي به من زنگ زده بود و بسيار برافروخته بود همان اوايل مي گفت كه آقا من موقعي كه رفتم سمت مجاهدين 15 ساله بودم الان 32 سالم است كه آمدم آخه من كجا مأمور شدم .



اين حرفها كه خريدار ندارد ، آخه يك حرفي بايد در جامعه خريدار داشته باشد يا جامعه روي آن بحث كند يا روي آن شك و ترديد كند ، اين روش آنها است ، چون خودش را تنها آلترناتيو مي شناسد ، خودش را تنها حريف رژيم تهران مي شناسد .



بنابراين بقيه را بايستي به زعم خودش بسوزاند ، حالا اين بقيه چه از سوي خودش در آمده باشند چه مطبوعات فارسي زبان يعني رسانه هاي گروهي فارسي زبان در خارج باشند ، چه گروه ها و سازمانهاي سياسي باشند .



حزب كمونيست كارگري را كه يك گروه بسيار تندرو چپ است مي گويد پاسدار رژيم است ، سوسيال دمكرات ها را پاسدار رژيم مي گويد ، جبهه ملي را مي گويد استحاله چي ، همه گروه ها و سازمانها را از اول با همين انگها سعي كرده كه از ميدان خالي كند و متأسفانه بنده شخصاً در اين مورد با او همكاري كردم .



_ آقاي گيلاني شما حاضريد كه اگر مجاهدين خلق حاضر بشوند روي خط راديوي صداي ايران با آنها مباحثه كنيد ؟



گيلاني :



طبيعي است ، ولي من به شما قول مي دهم كه اينها جرأت چنين كاري را نخواهند داشت .



_ خب آمديم و قبول كردند ، ما رسماً الان از اينها دعوت مي كنيم كه بيايند با شما مباحثه كنند .



گيلاني :



چه خط صداي ايران و چه هر جايي كه حضوراً مردم جمع بشوند ، اينها بيايند نه تنها من بلكه بقيه دوستان جدا شده اين را مي توانم به جرأت از طرف آنها بگويم حاضرند كه بيايند يك مباحثه كه به هر ترتيبي كه مردم بخواهند با اينها داشته باشند ، و مدارك و اسنادشان را رو كنند .



_ آقاي گيلاني من شنيدم يك كتابي در مورد خود شما منتشر كردند به نام انحطاط پرشتاب درباره سقوط فريدون گيلاني از جبهه مقاومت به اردوي آخوندها شما ديديد اين كتاب را و در آن چه نوشته اند ؟



گيلاني :



بله ديدم ، در اين كتاب اينها نوشتند كه بنده قبلاً آقاي رجوي را تأييد مي كردم حالا تكذيب مي كنم ، يعني طبق نظر ايشان انسان استاتيك است ، انسان ثابت است و انسان قابل تحول نيست و انسان به هيچ گونه آگاهي نسبت به عملي كه دارد انجام مي دهد نبايد پي ببريد و اگر پي مي برد حق اعتراض ندارد .



طبيعي است بنده زماني كه با اينها بودم كتباً هم نوشتم و حتي خدمت شما يا بچه ها و دوستان ديگر هم گفتم كه چون اعتقاد داشتم حمايت مي كردم ، چون معتقد بودم كه راه نجات ايران از اين مسير مي گذرد حمايت مي كردم .



بعد كه پي به اعمال غير انساني حضرات بردم دلايل و اسنادي پيدا كردم ، افرادي به عنوان شاهد به من مراجعه كردند ، نه يكي نه دو تا فراوان ، كه اينها را در عراق زدند ، شكنجه كردند ، تنبيه كردند ، زندان كردند ، منهدم كردند ، طبيعي است كه عكس العمل نشان دادم ، گفتم كه آقا شما از ما مي خواستيد به عنوان پله نردبان استفاده كنيد ، ما اين پله نيستيم .



ما به عشق آزادي ايران با شما آمديم و اگر از شما حمايت كرديم صد در صد هم حمايت كرديم به عشق آزادي ايران بوده و با همان عشق حالا شما را به همان شدت كه حمايت مي كرديم از شما انتقاد مي كنيم و اعتراض مي كنيم و دست شما را در جامعه نزد مردم ايران باز مي كنيم .



اين كتاب در اين مورد است ، منتهي اين كه گفتند اردوي آخوندها ، من نمي دانم اين اردو كجاست و اين آخوندها كه اين پولها را به حساب من مي ريزند چرا به حساب من واريز نمي شود ، احتمالاً ممكن است شماره حساب من را با آقاي رجوي اشتباه گرفته باشند .



_ آقاي گيلاني برگرديم به اصل موضوع يعني سوژه اصلي مصاحبه درباره ايجاد راديو تلويزيون 24 ساعته مجاهدين در آمريكا بود كه خبرش را امروز روزنامه صبح ايران امروز منتشر كرد .



من خواستم كه از ديدگاه شما اين راديو تلويزيون 24 ساعته مجاهدين چه خصوصياتي خواهد داشت با توجه به اين كه به اصطلاح درك سازمان مجاهدين خلق را از رسانه ها و استفاده از رسانه مي دانيد .



گيلاني :



آقاي مهري علت اين كه اينها الان به آمريكا دارند فشار مي آورند اين است كه اولاً اينها در مواضع اصولي و استراتژيك خودشان تغييراتي دادند ، منتهي در درون خودشان اين را ابراز نمي كنند ولي در بيرون ابراز مي كنند و سخت هم ابراز مي كنند .



زماني كه خانم رجوي آمد به پاريس اولاً يك ندامت نامه صادر كرد در مصاحبه اي با يكي از خبرگزاريها و گفت كساني كه ژنرال ها و افسران آمريكايي را ترور كردند ما نبوديم ، سازمان پيكار بوده كه به نام ما اين كار را كرده اند .



بعد اطلاعيه آن را هم چاپ كردند ، به هر حال اظهار ندامت كردند كه نظر ما در مورد آمريكا تغيير كرده ، ديگر ما آن نيستيم كه هنوز هم نوارهايمان را در پايگاه هايمان داريم پخش مي كنيم .



خانم رجوي در سال 74 در كنسرت دورتموند ابراز كردند كه ما سرمايه داري را در فرداي ايران تضمين مي كنيم ، اين تضمين با آن ندامت نامه مغاير است با شعار سرمايه داري با نفي استثمار ، چرا چون سرمايه داري با نفي استثمار عملاً مغاير است .



بعد تمام اين چرخشها را به اين جهت انجام مي دهند كه توجه سرمايه داران ايراني را كه عموماً در آمريكا جمع شدند نسبت به خودشان جلب كنند كه ببينيد ما ديگر آن تندروهاي سابق نيستيم ، ما كوتاه مي آئيم ، ما مي توانيم بورژوازي ملي را نمايندگي بكنيم و مي توانيد با ما متحد شويد و به ما كمك مالي بكنيد .



پول به ما بدهيد و بخشي از سرمايه داري داخلي و سرمايه داري صنعتي و سنتي و بازرگاني داخلي را به سمت خودشان جذب بكنند كه ما خطري براي شما نداريم ، اگر آمديم كارخانه ها را ملي نمي كنيم و شكل كامل بورژوازي خواهد بود .



بعد بتوانند اين طرح را كه طرح حفظ سرمايه داري است را در كنگره آمريكا جا بياندازند كه كنگره آن تصور پيشين را كه از آنها به عنوان يك جريان نيمه ماركسيستي ظاهراً ، البته اين حرفي بود كه مي زدند و ما كه اين را قبول نداشتيم و در ذهن آن را از ذهن دور بكند و اينها را به عنوان يك جريان ملي پيش برنده سرمايه داري و مستحكم كننده سرمايه داري در ايران بپذيرد ، به همين جهت توجه آنها را بيشتر معطوف آمريكا و انگليس كردند .



الان يعني در آلمان چندان ديگر فعال نيستند ، حال آنكه آلمان و فرانسه مركز اينها بود ، براي اينكه توجه كنگره آمريكا و توجه سرمايه داران ايراني در آمريكا را جلب بكنند براي اين كار راديو هم اگر طرح داشته باشند حتماً خواهند زد .



و خيلي هم ملايم حركت خواهند كرد ، منتهي لابلاي برنامه هاي خودشان مريم مهر تابان مي بريمت به تهران را چاشني خواهند كرد .



_ نكته جالب توجه اين است كه يك سازمان سياسي به اصطلاح تنها آلترناتيو جانشيني و جايگزيني يك رژيم تمامي ارگانهاي خودش را بسيج كرده ، جارچي هاي سياسي خودش ، ارگانها و شبه ارگانهاي چند هزار دلاري كه معلوم است سرمايه هاي آن از كجا تأمين مي شود و يكي دو تا ورق پاره هايي كه در همين شهر هنري منتشر مي شود ، سعي كردند يك جنگ سرد قلمي با ما آغاز كنند .



و مدعي شدند جالب است مدعي شدند كه حتماً خواهيد شنيد اين بحث را امشب با هم مرور خواهيم كرد براي اولين و آخرين بار تا دريابيد كه اين جارچي هاي سياسي ، اين سمساري سياسي كه آقاي رجوي در قلب يك فرقه سياسي باز كرده براي چه و تا كجا پيش مي رود و چرا مبارزه و مقاومت ملي ما را منحرف مي كند .



من بارها اينجا عنوان كردم ما با دو همزاد انقلابي و سياسي مواجه بوديم ، هميشه با رژيم تهران با رژيم بغداد يعني آقاي رجوي ، ما با هر دوي اينها مبارزه داريم ما با هر دوي اينها مشكل داريم و سعي خواهيم كرد آن قدر يارايي و توانايي را پيدا كنيم كه هر دو را با هم از ميدان خارج كنيم .



در آن صورت مي شويم نيروي ملي ، مي شويم تنها آلترناتيو ، حتي بدون اينكه سرمايه هاي ما را بيگانگان پرداخت كنند ، بدون اينكه بهترين نسل ديروز ، امروز و فرداي ايران را به صورت پلاسهايي به صورت تفاله هاي سياسي در سرزمين هاي مين نابود كنيم .



اجازه بدهيد امشب در يك بخشي چرا كه حائز اهميت است اين مسئله شخصي نيست بلكه به خاطر اينكه من دو نوار ديگري هم براي شما پخش خواهم كرد ، به خبر گفتگو با آقاي گيلاني در بخشي از واژه هاي شكسته كه شما در يابيد كه ما در كجا ايستاديم ، مبارزات ملي و مبارزات ملي ما كجا به هدر مي رود .



چرا ما موفق نمي شويم ، چرا هر بار مي خواهيم موفق شويم دچار معضل مي شويم چگونه نيروهاي بيگانه از اين اپوزيسيون ها ي پولكي از اين دلقكها استفاده مي كنند ، اجازه بدهيد برويم به واژه هاي شكسته با اينكه مصاحبه با آقاي فريدون گيلاني چند ساعت پيش ضبط شده به من اين اجازه را بدهيد كه بعضي از بخشها را قطع مي كنم مسائلي را عنوان مي كنم .



ما در تمام طول برنامه گفتگو را گوش مي كنيم كه نكات بسيار حساسي را در بر دارد ، اجازه بدهيد در اين روزهاي عطف به گفته فريدون گيلاني واقعاً دنيا و روزگار سياسي ما شده دنياي علفها ي هرز .


 © Copyright 2004 www.irandidban.com