تاريخ: ٠٥/٠٦/١٣٨٢ تعداد بازديد صفحه: ١٢٤١
بر روي خط شب 5





قسمت دوم مصاحبه با فريدون گيلاني :



ببينيم چه مي گذرد پشت پرده چه خبرهايي است ، چرا ناگهان يك سازمان ، يك تشكيلات يك شوراي به اصطلاح دمكراتيك و تنها آلترناتيو اين چنين دست پاچه دست به تبليغات و ضد تبليغات مي زند كه در حقيقت ضد تبليغات است .



چرا رفتم سراغ فريدون گيلاني ، به خاطر اينكه همان گونه كه اطلاع داريد وقتي صداي قلمهاي خفته فريدون گيلاني دوباره بلند شد من احساس كردم كه خوشايند بسياري نبود .



بسياري از رهايي شدگان حرفهاي خودشان را زدند ولي وقتي فريدون گيلاني يك چهره شناخته شده فرهنگي سياسي حرفهايش را نزديك كسي كه كمتر مي شد بر چسب وابستگي و همبستگي به گروه هاي سياسي ديگر را حتي رژيم را زد بلند شد ما احساس كرديم پژواك خشم و بغض را كه از سوي دفتر ويژه رجوي به سراغ كساني آمد كه حتي با فريدون گيلاني به مصاحبه پردازند .



و مهم تر از همه چرا كه ما در روند اين بازي بوديم و ديديم بعد از آنكه فريدون گيلاني نقش مترجم را براي بچه هاي رهايي يافته با دفتر ويژه حقوق بشر در ژنو را ايفا كرد ، ديديم نه تنها هدف ترور و تروريزم نامرئي در اروپا شد بلكه خشم به سراغ برنامه ما خط شب هم آمد .



اجازه بدهيد ببينيم فريدون گيلاني با ما چه خواهد گفت ، سلام و درود برتو فريدون گيلاني نازنين .



گيلاني :



سلام بر شما مانوك عزيز .



_ پريروز صبح صدايت را چهار صبح به وقت لوس آنجلس شنيدم كه مي خواستي جويا بشوي كه من كجا هستم ، چرا برنامه ام را تغيير دادم و احساس كردم كه يك نوعي نگران هستي ، چرا نگران بودي من كه قبلاً اعلام كرده بودم مي روم هفته اي يك بار برنامه مي گيرم .



گيلاني:



والا من آنجا كه نيستم كه صداي دلپذير تو را بشنوم يا بچه هاي ديگر را ، از اين دور خبرها گاهي به من مي رسد و حرفها ولي من در شماره 89 دوشنبه 13 فروردين 75 هفته نامه مجاهدين به نام ايران زمين خواندم كه چرا گردانندگان راديو 24 ساعته برنامه خط شب را تعطيل كردند .



و كلي به هر حال رقص و پايكوبي راه انداختند و بعد هم از افرادي كه دارم و خبر مي گيرم شنيدم كه در پايگاه هاي خودشان شيريني و خامه و از اينها پخش كردند و جشن گرفتند.



_ ظاهراً خط شب خطي كه در واقع اگر نه موجب افشاگري شده بلكه در واقع موجب براندازي آقاي رجوي شده بود كه چنين پايكوبي مي كردند .



گيلاني:



در واقع همين طور است ، آنها وانمود كردند كه به هر حال ما توانستيم يكي از اينها را از ميدان خارج بكنيم منتهي نگفتند كه ما ، گفتند شما را كه همكار ساواك آريا مهري بوديد، عين نوشته را بعداً براي شما خواهم خواند اگر فرصت بدهيد .



و ساواك خميني بالاخره شما را ساقط كرد و معلوم نيست در آخر هم گفتند كه به دستور تهران اين كار انجام گرفته است حالا اگر اجازه بدهيد اين چيز را بخوانم .



_ بله بسيار جالب است.



گيلاني:



نوشته مانوك خدابخشيان كه در راديوي 24 ساعته لوس آنجلس برنامه هاي خط شب را تهيه مي كرد در برنامه روز جمعه 25 اسفند خود گفت اين آخرين برنامه خط شب است و افسوس من مي خواهم مدتي روي نيمكت ذخيره بنشينم و نمي دانم كي و كجا برنامه خواهم داشت .



بعداً به من ابلاغ خواهند كرد كه كجا خواهم بود او در يك برنامه به عنوان خداحافظي ليست كساني را كه با آنها در طول برنامه هايش مصاحبه كرده بودند خواند ، از جمله مأمور نشان دار وزارت اطلاعات يعني جمشيد تفرشي كه من در همين برنامه اجازه خواهم خواست كه در مورد ايشان صحبت بكنم و همدستان لو رفته اش علي رضواني ، كريم حقي ، فريدون گيلاني و نادره افشاري را ياد كرد .



مانوك خدابخشيان پيش از اين نيز بارها تفرشي را به عنوان دوست خطاب كرده بود اما به دنبال برملاء شدن عامل نقش تفرشي به عنوان عامل وزارت اطلاعات خبرنگار همين راديو 24 ساعته از پاريس طي يك گفتگو با عليرضا ميبدي ، تفرشي را به عنوان نماينده وزارت اطلاعات در اروپا مشاور مطبوعاتي سفارت در آلمان كه يك دفتر در آلمان و يك دفتر در پاريس دارد معرفي مي كرد و حالا آش آنقدر شور شده كه ترجيح دادند كه گردانندگان برنامه مربوطه روي نيكمت ذخيره بنشينند .



_ اتفاقاً نكته جالبي كه من بايد به آن اشاره كنم يكي از مشكلات برنامه مانوكي يا نحوه كار من اين است كه براي تمام كساني كه در ارتباط هستند ارزش قائلم ، سالها بابت اينكه به عده اي اهل نظر با عنوان استاد آنها را مخاطب قرار دادم مورد نکوهش قرار گرفتم .



حتي در همين برنامه هميشه از سوي همكاران بابت اينكه پاره اي از ميهمانان برنامه را همكار عزيز خطاب كردم مورد سرزنش قرار گرفتم ، يادم هست وقتي دكتر آزاد ، آقاي شهنوا ، آقاي مصلحي ، آقاي فرامرز منصور در همين برنامه شركت كرده بودند و آنها را به عنوان دوست يا همكار معرفي مي كردم چقدر مورد انتقاد قرار مي گرفتم .



حالا چه باك كه آقاي تفرشي يا آقاي كريم حقي يا آقاي گيلاني هم دوست خطاب بشود



اما دو نكته اينجاست كه حتماً بايستي به آن اشاره بشود ، يكي متن به اصطلاح آن فهرستي كه بنده خواندم يكبار با هم نگاه مي كنيم ، دكتر ابوالحسن بني صدر ، دكتر احمد مدني ، دكتر سيد مهدي روحاني ، جناب آقاي اصلان افشار ، جناب آقاي اسد همايون ، جناب آقاي شجاع الدين شفاء ، استاد حسن ملك ، دكتر احسان نراقي ، دكتر بهزادنيا ، دكتر انصاري ، دكتر حسين لاجوردي ، آقاي داريوش همايون ، آقاي داريوش پيرنيا ، سركار خانم پولك طاعتي ، خانم مينا كرباسي افغان شناس مدير برنامه افغانيان ، خانم دكتر توحيدي ، خانم دارابي ، دكتر هوشنگ امير احمدي ، مطبوعاتي امير طاهري ، بهروز صور اسرافيل ، دكتر صدرالدين ، آقاي پوروالي ، دكتر نوري زاده ، آقاي منوچهر دقتي، دكتر محمود عنايت ...........



و در ضمن آقاي تفرشي ، آقاي كريم حقي ، آقاي علي رضواني ، دوست مطبوعاتي آقاي گيلاني ، خانم نادره افشاري ، خانم ناهيد حسيني به اصطلاح ياران رها شده از مجاهدين ، كجاي اين گناه است .



وقاحت بايد حدي داشته باشد ، اما گرفتاري ما جاي ديگري است ، وقتي همكاران (گاف) سياسي مي دهند ، وقتي آقاي لطفي بدون مطالعه با توجه به اخباري كه از راديو تلفني مجاهدين در پاريس و آلمان پخش مي شود ، راديو تلفني مجاهدين چرا ايشان دسترسي به هيچ منبع خبر ديگري ندارند آن را مطرح مي كنند .



اين سمسارهاي سياسي به عنوان تبليغات و ضد تبليغات استفاده مي كنند ، اين روش كار آنها بوده ، تاكتيك آنها بوده ، اگر به حرفهاي فريدون گيلاني باز گوش كنيم نكات ديگري را در خواهيم يافت .



اتفاقاً نكته جالبي زيرا بيشتر دوست مي داشتم چرات كه اين اولين باري است اين متن را مي شنوم ،براي من جالب است ما كه از 6 ماه پيش اعلام كرده بوديم كه مي رويم و يك شنبه ها هفته اي يك بار ، دو بار هم براي همين هم مدتي خط شب تعطيل شد كه نيازي براي توضيح نيست .



اما من فكر مي كنم اين خط شب يك خطي شده مشخص گر آنچه كه حقيقت و ناحقيقت كه اجازه بدهيد بگويم وجود داشت ، چرا كه من فكر مي كنم فريدون گيلاني نازنين ما اولين گروهي بوديم كه من باز هم بقيه دوستان را دوست خطاب مي كنم ، همان گونه كه كساني هم كه روي خط من مي آيند گاهي استاد خطاب مي كنم مورد خشم و بغض بعضي ها هم قرار مي گيرم كه چرا خطاب كرديد استاد .



اين رسم است كه شما به يك نفر به هر گونه اي مي توانيد لقب مي دهيد ، اما مسئله مهمي كه من فكر مي كنم در چند سال گذشته هيچ برنامه اي اين چنين واقعيتهايي پشت پرده اين كمدين هاي سياسي را برملا نساخت ، به خاطر اين كه من فكر مي كنم شخصيت هايي كه وارد گفتگو با خط شب شدند كساني بودند كه به بسياري از مسائل آشنا بودند اگر اشتباه نكنم .



چرا كه من فكر مي كنم كريم حقي يا علي رضواني ، خود شما ، خانم نادره ، ناهيد حسيني مسائلي را عنوان كردند كه هرگز مجاهدين انتظار آن را نداشتند ، يعني حتي مقالات شما در نيمروز به نظر من چون شما يك روزنامه نگار هستيد به جز اينكه يك شاعر هنرمند فعال سياسي هستيد ، امروز روند را چگونه مي بينيد بعد از اين همه گفتگوها .



من فكر مي كنم در طول چند ماه گذشته يك فصل خاصي بود ، يك دوره خاصي بود يك برهه خاصي بود ، ارزيابي شما چگونه است كه به مسئله تقدسي رسيديم مسئله جدا شده ها شما چگونه ارزيابي كرديد ؟



گيلاني :



عرض به حضور مانوك عزيز من يك بار براي شنوندگان شما مسئله بسيار راحتي را بگويم در سال 89 و 90 ميلادي بچه هايي كه در منطقه مرزي در قرارگاه اشرف و ساير زندانهاي آقاي رجوي در عراق و اردوگاه التاش واقع در شهر رماديه عراق مورد ضرب و شتم و شكنجه هاي شديد جسمي و روحي ايشان قرار گرفتند ، اينها افشا گريهايي كردند .



من در آن موقع در دستگاه آقاي رجوي بودم ، اگر اعتراف به گناه هم هست من خوشحالم كه شهامت اين اعتراف را دارم ، آقاي محسن رضايي به من اطلاعاتي داد ، چون من اين دستگاه را باور داشتم .



گفت كه تمام اينها دروغ مي گويند ، ما حتي يك كشيده هم به كسي نزده ايم و بايستي از ما دفاع بكنيد، من در دفاع از اينها در آن موقع كتابي نوشتم به نام تيشه ها و ريشه ها



موقعي كه من در هلند چندي پيش بعد از استعفاء ء خودم سخنراني كردم براي حدود 3000 ايراني پناهنده كه آنها براي من فرياد مي كشيدند ؛



يكي از اينها آمد كتاب را از جيب خودش در آورد گفت مگر تو اين كتاب را ننوشته اي ، گفتم كتاب مگر مال من نيست ، گفت چرا ، گفتم آن كتاب و رهبريت را بيانداز جايي كه اسم آن را نمي خواهم الان ببرم .



_ در زباله تاريخ .



گيلاني :



بله در واقع يك چنين چيزي گفتم ، من حرف محسن رضايي را باور كردم ، محسن رضايي به خودش به تاريخ و به جامعه بدهكار است كه باعث شد اطلاعات غلط در جامعه جاري بشود .



_ يعني فريدون جان مسئله اي كه امروز مطرح مي كنيد اين است كه دستگاه اطلاعاتي و ضد اطلاعاتي به اصطلاح رژيم رجوي چرا كه در واقع يك رژيم و يك فرقه سياسي است كه در آنجا پايه گذاري شده در يكي از انواع عملكردهايش دروغ پردازي ، تهمت زدن ، بر چسب زدن و گاهي به گفته شما چرا كه به خوبي اشاره مي كنيد بيخ ديوار قرار دادن طرفين است به خاطر بي اعتبار كردن به خصوص آنهايي كه مسائلي را عنوان مي كنند كه خوشايند آنها نيست و اين واقعيت دارد .



گيلاني :



مانوك اين تنها شيوه اي است كه اينها در حال حاضر دارند ، مردم ايران بايد بدانند كه اين تنها شيوه اي است كه اينها در حال حاضر دارند ، من توضيح آن را همين جا به شما خواهم داد ، اينها چندي پيش مطلبي نوشتند كه بنده يك مكالمه اي كردم با سوئد با آقايي به نام سين ، به آن آقاي سين بنده گفتم :



" كه آقا ديدي ما را بعد از 10 سال تف كردند بيرون .حالا ديگر من اصلاً كار سياسي نمي كنم ، فقط به زن و بچه ام چسبيدم ".



حالا خوب است كه ما همه اش يك سره در اين پنج شش ماه كار كرديم ، يعني به اندازه يك كتاب 300 صفحه اي فقط در نيمروز مطلب نوشتيم كه به زودي كتاب خواهد شد و مصاحبه هايي با شما و پخش اعلاميه ها و غيره و الان هم .....



_ حتي نامه سر گشاده به كنگره آمريكا داديد .



گيلاني :



الان مشغول بر پا كردن يك تشكيلات سياسي خيلي وسيعي هستيم ، زيرا بعداً چند و چون آن را به اطلاع خواهم رساند ، خب طبيعي است كه بنده استعفاء ء نكردم و ايشان به من گفتند كه آقا بالاخره در جنگ سياسي يكي مي برد و يكي مي بازد و شما باختيد .



بنده هم به ايشان گفتم كه عين سناريو نوشتيد سناريوهاي بسيار مبتذل ، بنده به ايشان گفتم كه آقا قربان آن دهنت ، خب به هر حال در فرهنگ ايران اگر به كسي بگويند كه تو باختي طرف نمي گويد قربان دهنت ، اگر بگويد بردي مي گويد قربان دهنت .



ما مطلبي در نيمروز نوشتيم اين حضرات برداشتند اين را به صورت يك نوار كه صداي بنده را تقليد كرده بودند و به هواداران خودشان مي دادند كه آنها گوش بدهند كه ببينيد گيلاني دارد صحبت مي كند .



حال آن كه بنده در همين آلمان 17 روز به خاطر جلوگيري از بار پس فرستادن ايرانيان اعتصاب غذاي هولناك كردم كه هنوز دردهاي آن را دارم مي كشم ، براي هر پناهنده اي كه هنوز كه هنوز است و آخري آن همين ديروز بود كه كار او را انجام دادم ، كار پناهندگي آن را كه مجاني انجام دادم .



و مي گويم ببين يك قول به من بده ، اين قول اين است كه اين پاسپورت پناهندگي خودت را مبادا پس بدهي ، بروي ايران ، اين مي رود در جيب رژيم و وضع حقوق پناهندگان را در اروپا خراب مي كند .



من به اينها پيغام دادم كه اگر شهامت داريد اين نوار را به من بدهيد بنده بدهم به پليس آلمان صداي بنده و آن نوار را بدهد به لابراتوار .



_ جالب است آقاي گيلاني به نكته جالبي اشاره كرديد ، تصادفاً بعد از سالها امروزه نواري منتشر شده و در دست ما است كه به اصطلاح دستور العمل شاه سابق است به هنگام عبور از كشور كه حكم كشتار را مي داد و حكم اعدامها را مي داد .



جالب اين كه اين را فقط يك بار شبكه تلويزيوني در آمريكا در سال 1979 در آن روزهاي بحران پخش كرد و اشاره كرد اين را يك گروه سازمان يافته سياسي مذهبي به آنها به اصطلاح تحويل داده است .



بعد معلوم شد كه اين نوار ..... سازمان ها فقط بر چسب تهمت مي زنند ، با مدرك صحبت مي كنيم ، مداركي كه ديگران منتشر مي كنند ، مثل آنها به مداركي كه خودشان منتشر مي كنند استناد نمي كنيم .



1979 در روزهاي بحران 79 ناگهان يكي از شبكه هاي تلويزيوني آمريكا يك صدايي را پخش كرد به اصطلاح صداي شاه فقيد بود ، دستوري داد كه مردم را بكشيد با گلوله مردم را خفه كنيد ، يادتان هست .



سالها تمامي كارشناسان ، تمامي ديپلماتها ، تمامي شخصيتهاي سياسي و نظامي شاه را متهم كردند به ضعف و ناتواني براي مقابله گري مردمي كه نمي خواست دست به خون و خون ريزي بزند .



ولي آن روزها آن نوار پخش شد و لطمه شديدي هم وارد كرد از نقطه نظر تبليغاتي و ضد تبليغاتي ، البته درباره پيامدهاي آن هم صحبت مي كنيم ، اما اجازه بدهيد او آن نوار را گوش كنيم كه چگونه به درستي اديت شده بود ، يك صدايي هم نوع صداي شاه پخش شد .



خواهيد شنيد كه بسياري از كارشناساني كه در لابراتوار اين صدا را مشخص مي كردند مي گويند صداي شاه است ، مي گويند همان صدا است ، آن صدا مال كيست ، اجازه بدهيد نوار آن برنامه را گوش كنيم كه مجاهدين در اختيار آن شبكه تلويزيوني گذاشته بودند .



آنچه كه شما از گزارشگر به اطلاع ABCشنيديد اين بود كه يك نواري موجود بود ، صحبتهاي شاه روي آن ضبط شده يك بار آن را روي آنتن فرستادند ، بعد با هجوم مخالفتها مواجه شدند و بعد به اصطلاح به لابراتوار بردند و در اختيار كارشناسان قرار دادند كه شايد آنها تأييد و يا تكذيب كنند كه آيا اين صداي شاه بوده يا نبوده است .



نكته جالب اين است كه اكثر آنها هرگز اشاره نكردند كه آيا اين صداي شاه ايران است ، اگر ما بتوانيم آن قسمتي كه خود صداي شاه را پخش مي كنند اگر فكر كنم در اول نوار بايد باشد اگر بتوانيم پيدا كنيم و مسئله اي كه بيشتر در آن موقع مطرح مي كردند كه ما در آمريكا حضور داشتيم و يادم هست وقتي اين گزارش پخش مي شد چه انعكاس وسيعي پيدا كرد .



اين بود كه شاه مكرراً در اين پيام به اصطلاح تلفني به فرماندهان ارتش يادآور مي شد كه حتماً سركوب كنيد مردم را و جالب اين كه شاه قبل از اينكه از ايران خارج بشود در واقع آن قدر مبتدي بود كه نشسته بود در مقابل يك ضبط صوت با اينكه مي دانست تمام گفتارهايش ضبط مي شود اشاره كرده بود كه من و پدرم هميشه در واقع جنبشهاي مردمي را سركوب كرده ايم .



هميشه مردم را واداشتيم كه ساكت بمانند ، آزادي نعمتي نيست كه بايد به مردم تعلق گيرد و بعد عنوان كرده بودند به ارتشي ها كه بايستي با كمك آمريكايي ها اين مردم را دوباره و دوباره سركوب كرد .



بنابراين آن روزها همين نوار اديت شده تأثير عجيبي در سازش و توليد افكار عمومي و جو سازي براي آمريكا يي ها داشت ، چرا كه آمريكايي ها حاضر نبودند در بحران ايران وارد بشوند ، چرا كه تازه از ويتنام خارج شده بودند .



مي بينيد اين يكي از بهترين ها است كه همان طور كه آقاي گيلاني اشاره كرد ، اين يكي از بهترين تاكتيكهايي بود كه مجاهدين استفاده مي كردند اگر موافق باشيد دنباله گفتگو با آقاي گيلاني را گوش مي كنيم .



يك مسئله اي كه شما اشاره كرديد در اديت كردن در تهيه اين نوارهاي جعلي است ، ظاهراً آنها سابقه تردستي خاصي دارند اگر اشتباه نكنم .



گيلاني :



بله اگر يادتان هم باشد من در دو شماره نيمروز مقايسه تحليلي سازمان را نوشتم آن زمان و اين زمان آقاي رجوي را .



_ چگونه جمع بندي كرديد ؟



گيلاني :



ببينيد گفتم شگردهاي كار سازمان امنيت شاه و سازمان امنيت خميني را آنها گرفتند به اضافه تجربيات موساد ، سي آي اي ، اينتليجنت سرويس ، سازمان امنيت آلمان و بقيه و آنها اتفاقاً پيچيدگي هايشان و شگرهايشان در تعقيب و مراقبت و در امور امنيتي از همه آنها بسيار پيچيده تر است .



چرا كه در چهره سازي بسيار استاد هستند ، نمي دانم مثل اين كه با خود شما آقاي جانداك مصاحبه كرده گفته كه آنها همچنان تروريست هستند و در عوض كردن چهره بسيار ماهر هستند و مي توانند عده اي را فريب دهند ، آنها در اين كار استادند در كارهاي امنيتي يا فريب دادن واقعاً استاد هستند .



يعني دست كم نمي شود آنها را گرفت و اگر هم بگيريم ضربه آن را مي خوريم ، آنها از قديم در حدود 30 سال تجربه اين كار را دارند .



_ من امروز نه اين كه به عنوان مخالفت ، بلكه به عنوان يك ژورناليست مي گويم برداشت شما از قضيه تقدسي چه بود ، آيا واقعاً آقاي تقدسي زير فشار همين سازمان كنار رفت ؟



چرا كه هنوز هم براي بسياري اين سؤال پيش مي آيد كه چرا اگر پدر يك شخصيتي كه شناخته شده است مثل آقاي تقدسي گرفتار رژيم است ، چرا بعد از عكس العمل هايي كه آقاي تقدسي انجام مي دهد آن شخصي كه در بند و در گروگان است هيچ نوع آزاري نمي بيند .



گيلاني :



مانوك عزيز همه اينها خيمه شب بازي است ، اصلاً موضوع پدر و پسر و اين حرفها مطرح نيست ، شما سؤال اولي كه كرديد اينها اصلاً براي چه اين قدر بهم ريخته اند ، براي اين كه مني كه آن زمان در سال 90 و 91 از آنها چنان دفاع مي كردم و آمدم گفتم كه آقا من اشتباه كردم .



بر مبناي اطلاعات غلط آقاي محسن رضايي و بر مبناي باوري كه من بر آنها داشتم اين كتاب را نوشتم ، بنابراين من كتاب را پس مي گيرم و من حالا با صداي بلند مي گويم كه با اسناد ، دلايل ، شواهد بسيار آقا علم مشاهده است ، مشاهده از طريق شهود به دست مي آيد .



يعني كساني هستند كه شكنجه شدند ، زدند لت و پار كردند در اين منطقه من به آنها برخوردم و آمدم و گفتم كه شما به من دروغ گفتيد ، جرم مضاعف داريد ، هم مردم را مي زنيد آنهم آزديخواهان مردم را ، آنهم كساني كه شما را دوست خطاب مي كردند ، با شما همرزم بودند ، شما را باور كرده بودند .



نه اينكه با شما دشمن بوده باشند ، اينها را زديد ، شكنجه كرديد به من هم كه نويسنده هستم دروغ گفتيد كه من اطلاعات غلط به جامعه بدهم ، بنابراين بنده شما را تا لحظه آخر افشاء خواهم كرد و پيچ و مهره موتور شما را پياده خواهم كرد .



همين كاري كه آقاي مهدي خوشحال هم اخيراً در كتاب كنترل نيرو كرده ، در اين كتاب 354 صفحه اي و به مردم خواهيم گفت كه شما كي هستيد و چه مي كنيد و اين مخالفت شما با رژيم و اين ارتشي هم كه آنجا راه انداختيد كه الان هيچي نيست كسي را نمي فريبد .



شما الان داريد عليه خلق عمل مي كنيد ، ضد خلق هستيد ، ضد مردم هستيد و آزادي خواهان اين خلق را كه به شما اعتماد كردند شكنجه كرديد.


 © Copyright 2004 www.irandidban.com