| تاريخ:
٢٨/١١/١٣٨١ |
تعداد
بازديد صفحه: ١٩٦٧
|
مقاومت محتاطانه در برابر ارتداد
|
رسول جعفریان
|
|
در برابر جریان ارتدادی مقاومت هایی نیز صورت گرفت ؛ چنان که مرتدین هم نشریاتی در دفاع از مواضع خویش منتشر کردند . در این میان شماری از عناصر بازمانده سازمان در سال 1354تحت عنوان سازمان دانشجویان مسلمان ایرانی در آمریکا جزوه ای تحت عنوان " گامی فراتر در افشای منافقین " منتشر کرده و ماهیت منافقانه تقی شهرام و دوستان وی را شرح دادند .
این نخستین باری بود که کلمه منافقین به شماری از اعضای سازمان داده شد. همان گروه زمانی هم که در " کنفدراسیون جهانی " بودند اطلاعیه ای با عنوان " نظریه ای از سازمان آمریکا _ کنفدراسیون جهانی "در این باره منتشر کردند .
بعد از پیروزی انقلاب همین کلمه درباره دیگر مجاهدین باقی مانده در زندان که حرکت تقی شهرام را نمی پذرفتند ، به کار رفت . پیش از انقلاب ابوالحسن بنی صدر نیز در جهت تخطئه کودتا گران در سازمان به احتمال در سال 1355 یا 1356 کتابچه ای با عنوان " منافقان از دیدگاه ما " نوشت .
وی در این کتاب ضمن مباحث مختلفی به نقد مطالب مندرج در نشریه " مجاهد شماره 5 " و نیز آنچه که بیانیه تغییر مواضع کودتاگران آمده ، پرداخته است . بنی صدر خود در جایی می گوید :
من در یک سال و چهار ماه قبل از این که سازمان مجاهدین خلق تجزیه شود و بیانیه صادر کند ، در ضمن یک تحلیل پیش بینی کردم و هشدار دادم و آن متن هم موجود است و آن در کتاب " زور علیه عقیده " قسمت دوم چاپ شده است که آن را در ایران به اسم " منافقین از دیدگاه ما " می شناسند .
سخنرانی دیگر بنی صدر در این زمینه با عنوان " نقدی بر برچسب های ناچسب به جهت طبقاتی اسلام " ( تهران ، نشر توحید ، 1356) چاپ شد . مقاله ای نیز با عنوان "خیانت و انحراف " در ماهنامه ( پیام مجاهد ، ش 36 آذرماه 1354 ) انتشار یافت .
در کتاب " اسناد منتشره سازمان مجاهدین خلق ایران مدافعات " که به احتمال در سالهای 1354_ 1356 در آمریکا چاپ شده ، اطلاعیه ای از برخی از اعضای سازمان در افشای جریان اپورتونیست درج شده است .( ص 121 _ 129 شهریور 1354) .
این اعلامیه که در شهریور سال 54 خطاب به جریانی که به صورت علنی ارتداد را اعلام کرد ، نوشته شده و به گونه ای تنظیم شده که گویی حادثه چندان مهمی هم اتفاق نیفتاده است :
"این مسأله که برخی از رفقای ما به دنبال یک سری مطالعات خود به مارکسیسم روی آوردند یک پدیده استثنایی و غیر عادی نیست . سازمان به شهادت سوابق پرافتخار گذشته و اسنادی که در دست دارد ، نشان داده است که فرقی بین یک انقلابی مارکسیست و یا غیر مارکسیست در صورتی که با اعتقاد به محو هرگونه استثمار صادقانه در راه انقلاب مبارزه کنند ، قائل نیست ."
نگرانی این اطلاعیه فقط آن است که این رفقا می توانستند از این سازمان جدا شوند و برای خود یک گروه درست کنند .!!!
پس از انقلاب گروه رجوی کتابچه " آموزش و تشریح اطلاعیه تعیین مواضع مجاهدین خلق در برابر اپورتونیست های چپ نما " و کتاب مفصل تر " تحلیل آموزشی بیانیه اپورتونیست های چپ نما " را منتشر کردند .( تهران ، 1358)
اصل اطلاعیه که حاوی دوازده ماده بود و رجوی آن را منتشر کرد ، در این کتاب تشریح شده است . در آن اطلاعیه ( که متن آن در فرازی از تاریخ سازمان مجاهدین خلق ایران ، ص 33 _ 38 آمده و کتاب تحلیل آموزشی بیانیه اپورتونیست های چپ نما ، ص 2 _ 3 آمده ) بر ماهیت اسلامی سازمان مجاهدین تأکید شده ، جریان انحراف به عنوان یک کودتای اپورتونیستی و خیانت معرفی شده ، بر عدم روا بودن استفاده از آرم سازمان توسط کودتاگران تأکید گشته و گفته شده است که " ما بین این اپورتونیست ها و سایر مارکسیست ها تفاوت قائلیم و ....."
عبدالکریم سروش نیز در آستانه انقلاب در "نقدی و درآمدی بر تضاد دیالکتیکی " روشن شناخت مجاهدین را نقد کرد . مطالبی هم در این باره در کتاب " رهنمودهایی درباره ماهیت سازمان مجاهدین خلق " که آن را گروهی از دانشجویان طرفدار روحانیت متعهد در خرداد 1358 چاپ کرده اند ، آمده است .
به هر روی به جز عده معدودی که بیرون از زندان باقی مانده بودند ، کسانی از مجاهدین که در زندان بودند ، به رهبری مسعود رجوی که از اعضای کادر مرکزی بوده و با وساطت برادرش _ که از وکلای برجسته بوده و با استفاده از نفوذش در سازمان ملل _ از اعدام رهایی یافته بود ، در برابر این بیانیه موضع گرفت و کودتاگران داخل سازمان را اپوتونیست های چپ نما نامید .
وی در این باره یک اطلاعیه و سپس در شرح آن کتابچه ای با عنوان " آموزش و تشریح اطلاعیه تبیین مواضع سازمان مجاهدین خلق در برابر اپوتونیست های چپ نما " منتشر کردند .یعنی فرصت طلبانی که مارکسیست نیستند .
تعبیر به چپ نما از آن روی بود که مبادا به کمونیست های واقعی جسارت شود ! تعبیری که آن زمان این گروه به کودتاگران دادند ، تعبیر منافقین بود .شهرام گروه رجوی را متهم به نفاق می کرد و می گفت آنها در واقع منافقند ، چرا که در باطن مارکسیست هستند اما در ظاهر ابراز اسلام می کنند .
گروه پیکار ( در راه آزادی طبقه کارگر ) نیز جزوه ای تحت عنوان " تحولات درونی سازمان مجاهدین ( 52_ 54) " انتشار داد که در عین تأیید این که "زاده شدن یک جریان مارکسیستی از دل سازمان مجاهدین خلق ایران به نظر ما امر اجتناب ناپذیر به شمار می رفت " نسبت به اتفاقی که در سازمان رخ داد ، نظر انتقادی دارد .
سازمان پیکار که خود محصول این جریان است در سال 58 با نوشتن این جزوه به انتقاد از عملکرد گذشته خود که تقریباً همه گروههای مذهبی و کمونیست از آن انتقاد کردند ، پرداخته است .
در این جزوه از شریف واقفی و صمدیه لباف به عنوان مجاهدان شهید یاد شده و (بنگرید : نشریه پیکار ش 40 ، ص 16 ) و از مخفی کردن خبر شهادت مجاهد محمد یقینی که در سال 55 در داخل سازمان کشته شد و کادر رهبری آن را از دید اعضاء پنهان می کرد ، انتقاد شده است .( ص 23 )
این گروه در مهر ماه سال 57 هم اطلاعیه ای در انتقاد از خود داده بودند که همان زمان کتابچه ای با عنوان " تاریخچه ، جریان کودتا و خط مشی کنونی سازمان مجاهدین خلق " توسط انتشارات ابوذر در نقد اطلاعیه مهر ماه " اطلاعیه بخش مارکسیست _ لنینیست " چاپ شد .
اما نیروهایی که به اسم سازمان مجاهدین به آرم سازمان بدون آیه قرآن در بیرون مانده بودند ، پس از آن که اعلام کردند مارکسیست _ لنینیست شدند " در استراتژی سازمان نیز تجدید نظر کرده ( در نیمه دوم سال 56 ) و مبارزه سیاسی را جانشین استراتژی مسلحانه سازمان نمودند .
این گروه از سال 56 به بعد نام خود را به شاخه مارکسیست _ لنینیست سازمان مجاهدین خلق تغییر داد . این تشکل که بیشتر تحت نفوذ حسین روحانی در آمده بود؛ ( چنان که خودش از نقشش درباره چگونگی برخورد با رهبری سازمان در آن سال و کنار گذاشتن تقی شهرام در بازجویی هایش سخن گفته ) پس از آنکه تقی شهرام را وادار به استعفا کرد ،خط مشی جدیدی برای سازمان تدوین نمود .
در صفحات 1 و 2 اطلاعیه بخش مارکسیست _ لنینیست سازمان مجاهدین خلق ایران آمده است : " این جریان توده ای و انقلابی که در بهار 56 به تدریج نضج گرفت و تکامل یافت علیرغم مقاومت هایی که از جانب مرکزیت سازمان بخصوص و در درجه اول از سوی عنصر مسلط مرکزیت که توانسته بود طی سالهای 52 تا 57 هژمونی ایدئولوژیک ، سیاسی ، تشکیلاتی خود را بر مرکزیت سازمان اعمال نماید و علیرغم تلاش و کوشش این مرکزیت در ادامه حاکمیت اندیشه و عمل غیر کمونیستی سکتاریستی و تفرقه افکنانه گذشته توانست به اتکا بر نیروی اکثریت قاطع مسؤولین و توده های سازمانی مقاومت آن را در هم شکسته و سرانجام آن را وادار به استعفا نماید ."
این عبارت اشاره به تقی شهرام بود . گروه یاد شده در آذر ماه سال 57 نام سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر را برای خود انتخاب کرده و پس از پیروزی انقلاب اسلامی به مخالفت های سیاسی و درگیری مسلحانه با دولت موقت و جمهوری اسلامی پرداخت و در حوادث و تشنجات کردستان ، خوزستان ، بلوچستان ، گنبد کاووس و سایر نقاط دست در دست سایر گروه های مارکسیستی نقش عمده ای را ایفا نمود .
 |