تاريخ: ٢١/١١/١٣٨٢ تعداد بازديد صفحه: ٩٧٠
داستان هامپتی دامپتی

ايران اينترلينك

(هامپتی دامپتی در فرهنگ انگليسي، کاراکتری تخم مرغي در داستان های کودکان است)



هامپتی دامپتی رفت روی ديوار نشست

هامپتی دامپتی از اون بالا افتاد پايين

تمام پياده نظام و سواره نظام پادشاه

نتوانستند هامپتی دامپتی را به هم بچسبانند



اکنون ديگر برای همگان مشخص شده است که انتقال مجاهدين به بغداد در سال هزار ونهصد و هشتاد و شش و رفتن رجوي به کمک صدام حسين در جنگ وي بر عليه ايران، از سوی برخي از محافل شناخته شده غربي بشدت حمايت مي گرديد. همچنين بقا و نجات سازمان مجاهدين در زمان و پس از جنگ اول خليج نيز بدين دليل بود که برخي از اين محافل سياسي بر اين اعتقاد بودند که اين فرقه ممکن است روزي بر عليه رژيم حاکم بر ايران بصورتي سياسي و يا نظامي قابل استفاده باشد.



ديگر بر کسي پوشيده نيست که چه در حين و چه بعد از جنگ خليج و تا زمان کنوني، نيروهای امريکايي مجريان دستوري بوده اند که خواستار حفظ و نگهداری سازمان مجاهدين به شکل موجودش است. آنها مامور حفاظت و ارائه امکاناتي بوده اند تا اين سازمان بتواند اين جنگ را بدون به هم ريختگي جدي در چهارچوب تشکيلاتي، نظامي اش از سر بگذراند.



نيروهای امريکايي هيچ اقدامي در مورد از بين بردن ساختار و سلسه مراتب و سيستم فرماندهي نظامي اين گروه نکردند. اين نيروها آنها را بطور کامل خلع سلاح ننمودند و روند برنامه های تبليغاتي، پخش برنامه های راديو تلويزيوني، آموزش ها و تمرين های چريکي و نظامي و غيره را متوقف نساختند و البته از طرف ديگر شرايط را برای خروج رهبران مجاهدين به اروپا فراهم ساختند. سازمان مجاهدين را در برنامه های اطلاعاتي خود در عراق شريک نمودند. عکس های ماهواره ای و ... را در اختيارشان قرار دادند و از آنها بعنوان سخنگويان غير رسمي سازمان های اطلاعاتي خود استفاده نمودند. تمام اين مسائل در شرايطي اتفاق مي افتند که اين سازمان سالها است در ليست تروريستي امريکا، انگلستان، پارلمان اروپا، و کشورهای مختلف ديگر در سراسر جهان قرار دارد.



همچنين ديگر بر کسي پوشيده نيست (و گاها خودشان هم معترفند) که استفاده کنندگان از اين فرقه در محافل بين المللي هنوز به سعي خود در تغيير نام و مارک و استفاده مجدد از اين فرقه برای منافع سياسي خود اصرار مي ورزند. اگر چه اين تغيير و قابل استفاده شدن مجدد طبعا برابر خواهد بود با تغيير صد و هشتاد درجه اي در ساختار موجود سازمان و قبل از آن تغييری صد وهشتاد درجه اي در کليه انگيزه های قبلي گروه، ولي الزامات پايه اي بشرح زير مي باشند:



یکم : مجاهدين مي بايد خود را از گذشته و مبارزه مسلحانه شان (عمليات تروريستي) جدا کرده و آن را نفي کنند و در قيافه جديدشان مدعي گردند که فقط خواستار فعاليت های سياسي مي باشند.



دوم : تعداد هر چه بيشتري از سران فرقه که امکان پذير باشد، بايد از عراق به اروپا منتقل گردند تا در آنجا بتوانند مجددا سازماندهي گردند.



سوم : مجاهدين مي بايد خود را از گذشته و همکاري هايشان در جرائم ضد بشري صدام و استفاده هاي وی از مجاهدين در ماشين های اطلاعاتي و نظامي عراق جدا سازند.



چهارم : مجاهدين بايد بصورت فشرده به لابي کردن سازمان های حقوق بشري (صليب سرخ، دفاتر پناهندگي سازمان ملل، عفو بين الملل، ديدبان حقوق بشر و...غيره) پرداخته و سازمان مجاهدين را از گذشته و اعمال وحشيانه اش، از جمله زندان، شکنجه و اعدام صدها نفر از اعضای ناراضي و مخالفين سازمان، و همچنين همکاري های با صدام در قتل عام شيعيان و کرد ها، شستشو دهند و النهايه سازمان مجاهدين مي بايد خود را از قالب شکنجه گر و قاتل خارج کرده و بشکل قرباني و مظلوم عرضه نمايد.



پنجم : مجاهدين مي بايستي با مخفي نگاه داشتن هويت واقعي خود سعي در نفوذ و سواستفاده از بنيادهای شناخته شده بين المللي نمايند. آن ها بايد سعي در بدست آوردن اعتبار در محل هايي همچون دفتر کوفي عنان، بنياد کارتر، و... نموده و همچنين توان تبليغاتي خود را با استفاده از ماشين های تبليغاتي اي ، همچون کمپاني فاکس نيوزکه در اختيارشان قرار داده شده است، به ماکزيمم برسانند.



ايران اينترلينک همانطور که عميقا و بشدت نگران سرنوشت اعضای عادی اين فرقه، که خود اولين قربانيان اين فرقه دهشتناکند، بوده و مي باشد و همانطور که خواستار حسابرسي از رهبران اين فرقه در کنار ولي نعمت شان صدام حسين ، در دادگاهي صالح و بين الملللي بوده و هست، بر نکات زير تاکيد مي ورزد:



اول : ازبدو بنيانگذاری اين سازمان در حدود سي سال قبل، مبارزه مسلحانه (عمليات تروريستي) بنيان ايدئولوژيکي و استراتژيکي اين گروه بوده و هست. اين استراتژي باعث و باني مرگ ده ها هزار نفر از افراد بي گناه امريکايي، اروپايي، ايراني و عراقي ( مسلمان، مسيحي، يهودي، بهايي و زرتشتي و...) شده است.



دوم : نفي مبارزه مسلحانه درشکلي که اين گروه عرضه مي نمايد ( منظور خواستار رفراندوم شدن در ايران است)، پس از دو دهه همکاري با صدام حسين در جنگ وی بر عليه ايرانيان، اساسا بيش از وقت تلف کردن مقطعي برای آماده سازی عمليات تروريستي بعدی، تلقي نشده و نخواهد شد.



سوم : رهبران مجاهدين، مسعود و مريم رجوي ، تاکنون و هرگز ، در هيچ برهه اي از زمان، تروريسم را نفي نساخته اند. حرکت وحشيانه يازدهم سپتامبر را محکوم ننموده اند و هرگز جنايات صدام حسين بر عليه بشريت را محکوم نکرده اند.



چهارم : حتي در همين پريود چند ماهه باصطلاح "استحاله" سازمان مجاهدين ( با انتقال مريم رجوي به پاريس)، فرقه درگير نقشه هايي برای حذف فيزيکي اعضای جدا شده و مخالفين خود در اروپا بوده است. آنها در همين پريود کوتاه در خيابان های پايتخت های اروپايي به خودسوزي های سازمان يافته دست زده اند و مدارک غير قابل انکاري مبني بر کلاه برداري ها، قاچاق، جعل و انواع و اقسام جرم های کوچک و بزرگ شان به مطبوعات کشيده شده است.



پنجم : انبوهی از مدارک فعاليت های گذشته گروه در عراق، ايران، اروپا، کانادا و امريکا تا همين زمان حال منتشر گرديده اند. حتي درج مدارک قابل کنترل بوده و هر قدر هم که امکان کنترل بر مطبوعات را واقعي و شديد فرض کنيم، جدا کردن اين فرقه از جرايم گذشته اش، در هيچ شرايطي امکان پذير نخواهد بود ، نظر شما را به فيلم پخش شده از شبکه الجزاير که چند روز قبل ميتينگ سري بين رجوی، سران مجاهدين و افسران اطلاعاتي صدام را به نمايش گذاشت جلب مي کنيم.



ششم : از اين همه گذشته، رجوي همچون اربابش صدام حسين، به هيچ کس اجازه نداده است تا در مقامي باقي بماند که اکنون فرصت داشته باشد بعنوان راس فرقه عمل کرده و آن را نجات دهد. با توجه به اين که فرد رجوي با انبوهي مدرک، خود شخصا متهم به جرائم بر عليه بشريت مي باشد، هر زمان که وی از مخفي گاه خود خارج شود، راهي جز به محاکمه کشيدن وي باقي نمي ماند. تنها آلترناتيو باقي مانده همسر وي مريم است که وي نيز دستانش کمتر از مسعود رجوي به خون آلوده نيست و يا پسر وی که مي دانيم فعلا آمادگي های لازمه برای مورد استفاده قرار گرفتن را حد اقل در آينده نزديک، دارا نمي باشد.



ما تاکيد مي کنيم که :



ادامه حمايت علني و غير علني از اين فرقه مخوف سازمانيافته و سعي در شستشو و جدا کردن و يا به فراموشي سپردن تاريخ و استراتژی تروريستي آن به منظور استحاله و به نمايش گذاردن مجاهدين جديد بعنوان سازمان و يا حزبي سياسي، به همان اندازه خنده آور است که سعی در به هم آوردن تخم مرغي شکسته. سازمان مجاهدين با ساختار موجود برابر است با رجوي و رجوي ها آنقدر خون بر دستانشان هست که شستشوی آن نه تنها دست ها را پاک نخواهد کرد، که دستان هر نيرويي که در اين پروسه شستشو در گير شده باشد را هم بشدت لکه دار خواهد نمود. زمان مصرف اين فرقه گذشته و ديگر امکان بازگرداندن آنها سپری شده است. بهترين راه به جلو همانا تعطيل واقعي و کامل سازماندهي و سلسله مراتب فرماندهي چريکي، نظامي آن در کمپ اشرف، آزاد کردن قربانيان و اعضاي عادي و تسليم رهبران فرقه به دادگاهي بين المللي برای محاکمه بخاطر جرايم ضد بشري است.



ايران اينترلينک

ژانويه دوهزارو چهار








 © Copyright 2004 www.irandidban.com