| تاريخ:
١٠/١٢/١٣٨١ |
تعداد
بازديد صفحه: ٣٧٨٧
|
جاسوسي
|
ايران ديدبان
|
|
براي چندين سال پياپي ، سالهايي كه آتش جنگ بين ايران و عراق شعله ور بود . "تيم هاي شكار " مجاهدين در خيابانهاي استامبول ، بدنبال ايرانياني بودند كه مايل باشند با آنها صحبت كنند . گاه خود را يك هموطن پناهنده جا مي زدند و گاهي به صرف هم زبان بودن " سوژه ها " را به تور مي انداختند .
هدف ابتدايي جمع آوري اعانه و جذب نيروهايي كه از سربازي گريخته و يا قصد مهاجرت داشتند مي توانست باشد .اما شكارچي ها خود " ناقلان بي روح " اطلاعاتي بودند كه هدف يك عمليات پنهان بود
* ** ***
در مورد انگيزه هاي جاسوسي نيز همچون فعاليتهاي تروريستي بايد به نيات و انگيزه هاي تأمين كنندگان مالي و امكاناتي جاسوسان وگروههاي ستون پنجم توجه نمود .
انگيزه هاي دولت عراق و رژيم صدام براي دشمني و توطئه چيني عليه ايران كاملاْ مشخص و بي نياز به بر شمردن مي باشد ، شواهد و مدارك نشاندهنده اين است كه مجاهدين نيز ابزار دولت عراق در اين دشمني واز جمله در زمينه جاسوسي مي باشند.
نبايد فراموش كرد كه چند سرويس اطلاعاتي ديگر نيز از فعاليتهاي جاسوسي مجاهدين بهره برده اند .
به دليل ناتواني مجاهدين در بكارگيري عامل انساني در مراكز حساس دولتي و نظامي ايران ، بخش
جاسوسي اين گروه عمده تلاشهايش را در زمينه كسب خبر بر روي " شنود بي سيمي " و " تخليه تلفني " متمركز نموده و نتيجه جمع بندي اطلاعات را به سفارش دهندگان تحويل مي دهد .
) اعضاء معترض وجداشده از مجاهدین طی سالیان گذشته ،این روشها را افشاء و ماهیت جاسوسی آن را یادآور شده اند. از جمله سعید شاهسوندی شیوه تخلیه تلفنی که یک امکان جاسوسی علیه ایران می باشد را افشاء وگوشزد می نماید که چنین روشی ازسوی مجاهدین علیه مخالفین دولت ایران در خارج مورد استفاده قرار می گیرد.هادی شمس حائری در بخش همکاریهای نظامی مجاهدین با دولت عراق به شنود بی سیم های دولت ایران توسط مجاهدین اشاره می کند)
" شنود بي سيمي " فعاليت تكنيكي است كه بر اساس آن بر روي فركانس هاي مخابراتي و بي سيمي حريف رفته و از مكالمات وي مطلع مي گردند.
مجاهدين به دليل اينكه بر لهجه ها و گويش هاي متفاوت ايراني تسلط داشتند بهتر از عراقي ها وظيفه شنود را انجام مي دادند .
" تخليه تلفني " كانالي است براي بررسي يك خبر يا شايعه و گسترش اطللاعاتي كه از ساير منابع به دست آمده است .
تلفن اداره اي به صدا در مي آيد و كارمند روابط عمومي بر حسب وظيفه تعريف شده پاسخ مي گويد در حاليكه نمي داند آنسوي خط چه كسي است ؟
ببخشيد مدير كل چه روزهايي ملاقات دارند ؟
جناب آقاي ……………. روزهاي زوج بين ساعت ……..
يك آژانس مسافرتي ، با يك تماس ، مسير و ساعت كليه پروازهاي خود را اعلام مي كند .
روابط عمومي هاي ديگر نيز هستند كه موظفند ، وضعيت آب و هواي و جاده ها را در اختيار همه قرار دهند .
و البته افراد بسيار زيادي پيدا مي شوند كه با يك تلفن مي توان با آنان ارتباط برقرار نمود و چون نمي دانند كه در آنسو كيست براي اينكه از شر وي خلاص شوند ممكن است اطلاعات ناچيزي را به وي بدهند .
" جاسوسي " عبارت است از مسيري كه گردآوري اطلاعات آشكار طي مي كند . بر روي آن كار مي
شود و با ديگر يافته ها پيوند مي خورد و در يك مرحله جمع بندي و ارائه مي گردد.
گرچه در سيستم مجاهدين همه قواعد عاري از جديت است و مرزي ميان جمع بندي اطلاعات و داستانسرايي نمي توان قائل شد . اما نفس عمل بسيار قابل تأمل است .
در عبور از پستوهاي تشكيلاتي مجاهدين وارد فضاي تيره و تار جاسوسي حرفه اي مي شويم . آنجا جاسوس ها صريحا وبطور عريان مي دانند كه چه انجام مي دهند گرچه راههاي كشف خبر پنهان تر ، رابط ها و نفوذيها ناشناخته تر و حساسيت كار بالاتر است .
كارشناسان اطلاعاتي اعتقاد دارند كه 90 درصد تحليل هاي محرمانه را جمع آوري اطلاعات آشكار تشكيل مي دهد . و مجاهدين با پشت كار تمام از اين اصل بهره مي برند.
مطالب روزنامه ها و مجلات تنها جنبه خبري ندارد ، بلكه مي تواند « اطلاعات» هم باشد .
تماشا كردن تلويزيون و دنبال نمودن اخبار اقتصادي و اجتماعي را نيز مي توان با ديدي متفاوت با يك بيننده معمولي را در برنامه كار قرار داد .
علاوه بر اين جهت تكميل نمودن " جمع بندي اطلاعاتي " عراق اين امكان را در اختياربخش جاسوسي مجاهدين قرار داده بود تا اسراي ايراني را مورد بازجوئي و تخليه اطلاعاتي قرار دهند .
همچنين آنان مي توانستند در مواقع لزوم افرادي را با مدارك جعلي از مرز عبور دهند و به شهريا محل مورد نظر برسانند تا از نزديك آن مكان را شناسائي كند براي اين كار كساني كه اهل همان شهر و يا آشنا به آن بودند انتخاب مي شدند .
* ** ***
جاسوس مي تواند به اين فكر كند كه براي محقق شدن اهداف دولت و كشورش يك كار مهم و فداكارانه انجام مي دهد ، اما شخص يا گروهي كه براي يك كشور بيگانه جاسوسي مي كند ، همواره با يك حس حقارت آميز دست به گريبان است .
كه مجاهدين اين احساس را نيز به ورطه فراموشي سپرده اند .احساسي كه شايد بتوان از آن به عنوان ته مانده شرافت ياد نمود.
از طرف ديگر يك جاسوس به منفعت مادي و شخصي و امتيازي كه از اين راه كسب مي كند مي انديشد . براي مجاهدين نيز جاسوسي ابزار بقاء و توليد كننده قدرت صوري مي باشد .
مجاهدين از آنجا كه از هوش سياسي كمي برخوردار هستند و در يك نظام بسته و عقب مانده فكر مي كنند ، تنها به نمايشات تبليغاتي و صدور بيانيه بر پس مانده اساس اطلاعات ( صحيح يا غلط ) گرد آوري شده دلخوش مي باشند و ناگزير به سطح قضايا و توجهات ژورناليستي اكتفاء مي كنند .
نتيجه جاسوسي مجاهدين ،منجر به سلب اعتماد و بي ارزش بودن آنها شده است . حتي در بين كساني كه ممكن است از تحليل ها و داده هاي آنها استفاده كنند .زيرا بر اساس يك قاعده ي كهن كه مي گويد « كسي كه به ميهنش خيانت كند لاجرم به سايرين هم خيانت مي كند » فقط بعنوان فروشنده اطلاعات مورد ارزيابي قرار مي گيرند ، ودر اين بازار همه خريدار جنس مرغوب مي باشند كه اين گروه فاقد آن مي باشد.
يك وجه ديگر كار جاسوسي مجاهدين نيز كاملاْ غيرحرفه اي است ، زيرا در مقاطع مختلف اعلام مي كنند كه بر روي چه مسئله اي كار مي كردند ،آنها عجله كرده ودست خود رارو مي كنند دليل اين عمل آنها مربوط به شرايط سياسي مي شود و اينكه احساس مي كنند اگر " موضوع " جاسوسي و اطلاعات گردآوري شده در اين مورد را خرج كنند خريدار خواهد داشت و منجر به توليد توليد قدرت برايشان مي شودناگزيرعجولانه نمايش هايي را ترتيب مي دهند تا باصطلاح پر بودن دست خودشان را نشان دهند و منابع كسب اخبار را " هواداران مجاهدين " و يا " بنابر گزارشهاي دريافتي " اعلام مي كنند كه مي تواند بيانگر وجود نوعي شبكه كسب خبر باشد!
گرچه بازي با واژه ها كمي از زنندگي ظاهري اين برنامه ها مي كاهد ليكن نتيجه گيري نهايي براي همه كارشناسان چه اين اخبار را صحيح بدانند و يا ندانند يك چيز است :
«مجاهدين درگير جدي گرآوري اخبار ، كار كردن بر روي آن و جمع بندي و ارائه آن مي باشند و اين يعني جاسوسي .»
يكي از نكاتي كه بطور جدي جاسوسي مجاهدين را بي ارزش مي كند مبالغه كردن و پافشاري بر روي مطالب روزنامه ها و مجلات و رسانه هاي داخلي ايران به جاي اطلاعات محرمانه مي باشد .
نگاه سياه مجاهدين به بي ارزش بودن مطالب و اطلاعات آنان مهر تاييد مي زند ، چرا كه نتيجه اطلاعات محرمانه آنان از قبل مشخص است ، وكسي كه با فرهنگ آنان آشنا باشد مي داند كه جمع بندي محرمانه آنان چنين تيتري خواهد داشت :
«دولت ايران درگير يك توطئه بزرگ و بين المللي يا داخلي است .»
طي سالهاي اخير دو موضوع مهم نيز به زمينه جاسوسي مجاهدين افزوده شده است :
1) كنترل فوق العاده بر روي نيروهاي مجاهدين براي كشف و جلوگيري از ضربات عوامل نفوذي سرويس اطلاعاتي ايران ،
آنان از آنجايي كه هيچ گونه امكاني براي ارزيابي نيرويي كه به آنان مي پيوندد ندارند طي چند سال گذشته بارها نيروهاي وفادار خود را به زير شكنجه برده اند.
2) كنترل تشديد يافته عليه معترضين گروه در خارج كشور به منظور تحديد و تسلط بر ارتباطات و جلوگيري از حركتهاي افشاگرانه آنان
با حاد شدن اين دو مسئله و بخصوص معترضين مجاهدين ، با تشكيل كميته جاسوسي در اروپا تحت نظر ابراهيم ذاكري كه يكي از اعضاي قديمي مجاهدين مي باشد ، استخدام خبرچين ، كارگذاري ميكروفون و تعقيب و مراقبت را به وظايف اين كميته افزوده اند .
طي چندين سال گذشته در بخش جاسوسي مجاهدين تغييرات و جابجائيهايي صورت گرفته و تحت عناويني مثل بخش اطلاعات سازمان ، ستاد اطلاعات ارتش ، ستاد داخله و كميسيون امنيت ، فعاليت كرده است و اشخاصي مثل مهدي ابريشمچي ، حسن نظام الملكي ، مهدي افتخاري ، فرهاد الفت ، مسعود خدا بنده ، بيژن رحيمي، حسين احمدي ، حسن حسن زاده ، محمد علي مجتهد زاده . و زير مجموعه هاي آنان مشغول گردآوري اطلاعات ، باز جويي از اسراء شنود بي سيم ها و تخليه تلفني بوده اند .
* ** ***
فصل آينده مروري خواهيم داشت بر مصاديقي از فعاليتهاي جاسوسي گروه مجاهدين
 |