تاريخ: ٠٢/٠٣/١٣٨٣ تعداد بازديد صفحه: ١٠٨٨
بازگشته اند تا آغوش خوشبختي

انجمن نجات

بنام الهام دهنده عشق و دوستي

...

گرچه بيشتر اوقات پاي دردهاي كهنه خانواده ها ، انجمن نجات غرق غصه ميشه و شب و روزمون با اين پدر و مادرهاي چشم انتظار گره خورده ، اينايي كه بيتابانه زنگ ميزنن و خبر ميپرسن كه كي بچه هامون آزاد ميشن ؟ ! !



راستي راستي براي همه جا افتاده كه بچه ها در قلعه رجوي زندونين !



اگر ما هزار تا جلسه بحث و گفتگو راه ميانداختيم كه اوضاع اين فرقه بيرحم رو توجيه كنيم ، كي باور ميكرد ؟ اما اينا خودشون رفتن و از نزديك واقعيات رو لمس كردن . دغلبازيا ، دروغا و خيانتاي رجوي رو از نزديك متوجه شدن و تازه فهميدن اونجا زندون مخوفيه ...



چه كرده ان كه بچه ها جرئت نكنن حرف بزنن !



مادر و پدرها ميگفتن بچه هامون روح و رمق نداشتن ، وحشت ميكردن چيزي بگن ، اما با چشماشون التماس ميكردن كه ما رو نجات بدين ...



بالاخره صدام گورشو كند و رفت ، راه نفسي باز شد و رخنه اي تو حصاراي اين قلعه شوم !! به هر زحمتي بود بعضيا تك تك فرار كردن و برگشتن به مملكت خودشون ...



به خاك خودشون و به آغوش خانه و خانواده هاشون ...



گرچه ما زير گريه ابر و كرانه سيل اندوه هزاران انسان بي گناه نشسته ايم كه از داغ همجواري با رجوي وطن فروش سوخته اند ، اما شاهد لحظه هاي بسيار خوش و مباركي هم بوده ايم ، وقتي كه پرستوها به آشيونه ها بر ميگردن ، باد و گل و پروانه ها ميرقصن ، بلبلا و قناريا هم آواز ميخونن ...



غلامرضا موسوي از مشهد چندي پيش ازدواج كرد ، كمند علي عزيزي هم دو هفته پيش يه جعبه شيريني آورد و حيدري بعد از16 سال با نامزد با وفايش پيمان زندگي بست و ...



انجمن نجات اين وصلتهاي پاك ومعصومانه را به بچه ها و خانواده هاشون تبريك گفته و آرزو داره زندگي شيرين و پر بركتي پيش رو داشته باشن .

انجمن نجات



بهار 1383








 © Copyright 2004 www.irandidban.com