| تاريخ:
١٤/٠٨/١٣٨٤ |
تعداد
بازديد صفحه: ٣٠٠
|
فرقه نژاد پرست مدافع رژیم نژاد پرست
|
ایران دیدبان
|
|
مسعود رجوی رهبر ناپدیده شده فرقه تروریستی رجوی ، 7 سال تمام توش و توان خود را به کار بست تا حمایت از تجاوز صدام به میهنمان را صلح طلبی نشان دهد و دستهای خون آلودش را که در شراکت با افسران بعثی به کشتار سربازان میهنمان مبادرت ورزید، در پس شعارهایی مانند صلح و امنیت پنهان نماید.
اما این همه فریب و نیرنگ ، ظواهری بود که حتی در اعماق تشکیلات مجاهدین نیز خریدار نداشت و رجوی دن کیشوت وار در پی آن بود که عاملی برای تشکیل و تقویت جبهه ای جهانی بر علیه ایران باشد تا از این رهگذر به قدرت سیاسی در ایران دست پیدا کند ، همدستی و هم خونی با صدام را به جهت این که در نوک چنین پیکانی قرار گیرد ، انتخاب نمود تا در مقابل چشم همه قرار گیرد.
رجوی مستانه( البته ابلهانه) هم از جنگ جبهه ای جهانی بر علیه مردم ایران خرسند بود و هم اذنابش را امیدوار می ساخت که اگر صلح و آتش بسی صورت گیرد ، ما برنده آن خواهیم بود و به فروپاشی حکومت ایران خواهد انجامید...
اما سرمستی ریختن خون مردم ایران دیری نپائید و بلافاصله پس از پذیرش آتش بس از سوی ایران ، وضعیت جدید طناب دار مجاهدین شد و چندی نگذشت که آن همه جنایت دامان صدام را گرفت.
عبرت آموز این که هیچکدام از طرفهایی که رجوی تا خرخره بر روی دوستی آنان با صدام حساب می کرد ، حاضر نشدند سربزنگاه به یاری وی و نوکرانش بیایند. آنچه رجوی البته قادر به درکش نیست این است که عمل خباثت آمیز و ماهیتاً پلید غیر قابل دفاع است. حرکتهایی از نوع و از دست رفتارهای دیوانه وار و تجاوز گرانه رژیم سرنگون شده بعث غیر قابل دفاع برای دوست و دشمن بود.دبیر کل سازمان ملل متحد وی را به عنوان متجاوز و آغازگر جنگ معرفی نمود و کشورهای جهان یکی پس از دیگری به محکومیت اعمال وی پرداختند و تنها کسانی مانند مجاهدین تا آخرین دم با وی ماندند که خونشان با هم یکی شده بود.
حکایت رژیم صهیونیستی نیز ، بسا فراتر از رژیم صدام بوده و حتی هم پیمانان سابق مجاهدین نظیر صدام و شاه اردن نیز جرأت و جسارت آن را نداشتند که رسماً و علناً از این رژیم دفاع کنند.
در غرب به همان میزان که این رژیم نفوذ دارد و می تواند بر سیاستها تأثیر بگذارد ، واقع بینی در مورد جنایات و رفتارهای غیر قانونی و شرارت آمیز آن وجود دارد و بنا بر این هیچگاه صحنه جهانی یکدست تعادل خود را به سمت نابرابری و ظلم از دست نداده و لااقل مردم جهان به درستی واقعیت رژیم اسرائیل را دریافته اند.
مجاهدین اما ،طی ده روز گذشته برآن شدند که از شارون نیز همانند صدام یک قربانی دیگر از جنگ طلبی ایران بسازند!!
اما موجودیت رژیم اشغالگر فلسطین آن قدر منفور و مشمئز کننده بود که بقایای رجوی با به صحنه آوردن بالاترین مهره های خود ، به عقب نشینی و غلط کردم گویی در این رابطه پرداخته و در مواضعی ریاکارانه ، برای حل مسئله اعضاء و هوادارانی که نسبت به این مواضع سخیفانه متناقض شدند ، در پی توجیه و بهانه تراشی برآمده و می کوشند که سیاستهای ننگین خود را کمی قابل تحمل سازند.
روز پنج شنبه ۱۲ آبان ماه در یک مهمانی خصوصی در اور سور اواز، پایگاه اروپایی گروه تروریستی مجاهدین مریم رجوی ادعا کرد که مجاهدین همواره مدافع ملت و دولت فلسطین بوده و این را با افتخار اعلام می کنند!
البته به فاصله چندساعت ، سایتهای تابعه مجاهدین با سانسور این قسمت ، اقدام به درج سایر قسمتهای سخنان وی نمودند و این نشان می دهد که تا چه اندازه با افتخار حاضر هستند این را اعلام کنند!
اگر مجاهدین مدعی هستند که مدافع فلسطین و ملت آن هستند ، چرا تا کنون حتی یک اطلاعیه در محکومیت اقدام سبعانه و جنایتکارانه رژیم نژادپرست اسرائیل صادر نکرده اند؟
از سپتامبر سال 2000 تا کنون رژیم فاشیست صهیونیستی 4870 نفر از مردم فلسطین که عموما، نیز اطفال و دانش آموزان بوده اند را به شهادت رسانده است ، آیا مجاهدین فقط در محکومیت همین یک فقره جنایت موضعگیری کرده اند ؟
چگونه خود را طرفدار صلح و قوانین بین المللی و مدافع حقوق مردم فلسطین می شمارید ، در حالی که رژیم اسرائیل ، رسماً و علناً به اردوگاه سازمان ملل حمله می کند و صدها انسان بی گناه فلسطینی را به شهادت می رساند.
از آن زمان که شما خود را در اردوگاه ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی فرض می کردید و شعارش را می دادید ، رژیم زورگوی اسرائیل دست اندرکار تولید و انباشت سلاحهای کشتار جمعی و اتمی برای به کار بردن علیه مسلمانان بوده است ، آیا این رژیم را تهدیدی برای صلح منطقه و جهان نمی دانید ؟
حقیقت این است که پاسخ به این سئوالات آزاد منشی و پای بندی به اصول استوار انسانی را می طلبد و مجاهدین با افلاسی که امروز با آن دست به گریبان هستند ، نه قادرند که به آن پاسخ گویند و نه اصولاً تمایلی به چنین کاری دارند و از هر کاری که ارباب را ناراضی کند به شدت گریزانند و از همین رو است که مسئولان روابط خارجی مجاهدین در اروپا و آمریکا توجیه شده اند که در ملاقاتهای خود به صراحت با دفاع از حقوق اسرائیل به آنها بگویند ، دیدید که مماشات شما با ایران آخر و عاقبت باعث خواهد شد که اسرائیل عزیز از بین برود و مریم رجوی شخصاً از آنها خواسته است که تا جایی که امکان دارد از این فرصت بهره برداری کنند.
اما خوشبختانه جهان از منطق نیرنگ و فریب پیروی نمی کند و اگر چه برخی چشمهایشان را بر جنایات صدام و شارون جلاد بسته اند، اما قطعاً نمی توان آنها را به جای قربانی به جامعه جهانی تحویل داد.
گواه مطمئن این ادعا را در اعترافات مأیوسانه مریم رجوی در همین مجلس به وضوح می توان دید ، آنجا که سرخورده از بی نتیجه بودن فریبکاری دستگاه تبلیغاتی مجاهدین می گوید:
از آن روز(انتخاب رئیس جمهورجدید ایران) چهار ماه مي گذرد، ولي مي بينيم كه كشورهاي غربي اگرچه در بيانيه ها و موضعگيريهاي لفظي آخوندها را سرزنش مي كنند، اما در سياست عملي هم چنان خط نرمش و كوتاه آمدن را ادامه مي دهند.به همين دليل،امروز سئوال بزرگي كه در مقابل كشورهاي غربي قرار دارد، همين است كه چرا به اين سياست ادامه دادند و چرا پس از شكست سياستي كه در شانزده سال گذشته داشتند، باز در چهار ماه اخير از آن دست برنداشتند. وضعيتي كه الان بوجود آمده نتيجه همان نرمش هاست. هم اين گستاخيها، هم اشغال پنهان عراق و دست زدن به انواع مداخلات جنايتكارانه در اين كشور ، هم تروريسم افسارگسيخته يي كه منشأو منبع اصلي آن ديكتاتوري آخوندي است.
 |