| تاريخ:
٠٦/٠٦/١٣٨٥ |
تعداد
بازديد صفحه: ١٨٠
|
توجیه پادویی اسراییل
|
ایراندیدبان
|
|
"محمد هادی" یکی از قلم بهدستان مجاهدین، در توجیه مواضع خفتبار و خائنانهی مجاهدین در حمایت از جنایتهای اسراییل، در پاسخ به انتقادات و اعتراضات وسیعی که از سوی سایر نیروها به باند خائن رجوی صورت گرفت، برای تطهیر و توجیه عملکرد دار و دستهی رجوی، دربارهی دوستی ایران ِ فردا با اسراییل! داستان پردازی کرده است و با مغالطهای آشکار و چشمبندی رجویگونه مینویسد:
« در رابطه با نقش عوامل خارجی و تقدّم آن در تغییر اوضاع داخلی بایستی فوق العاده هوشیار بود تا در دام و تلۀ توطئه های گوناگون رژیم نیافتد کماینکه بسیاری-آنهم از نوع اندیشمند و تئوریسین-افتادند و در مخالفت و ضدیّت و اعلام جنگ خیالی با امپریالیسم و صهیونیست و ارتجاع و بعضاً ضد یهودی تر از خود اعراب، هیزم بیار معرکۀ و آشوب آخوندها در منطقه شدند!
حلقۀ مفقوده و غایب در چنین تحلیل هایی این است که: خوب! اگر دنیا-آنچنان که شما میگوئید و می نویسید-در چنگالهای خون آشام امپریالیست و صهیونیست و ارتجاع و . . . اسیر است و نیروهای مقاومت ایران قرار است ابتدا برای آزادی ایران- بقیه خلقهای تحت ستم دیگر فعلا به کنار-مبارزه کنند در اینجا نکتۀ مهم و راهگشا این است که در برابر چنین دشمنان جهانخوار و قدرتمند و مسلط بر دنیا چه باید کرد؟ و اساساً چه میتوان کرد؟ و یا دم دست ترین نمود عینی و مادی این دشمنان چند گانه در ایران کیست و اوّلین ایستگاه درگیری با آن کجاست؟ اگر آخوندها نیستند و مقاومت ایران بیخودی یقۀ آخوندها را گرفته است، بگوئید تا مقاومت گریبان آخوندها را رها کند و خجالت زده و سربزیر تحت رهبری شما سراغ دشمن اصلی مردم ایران بروید! و در مورد مسائل منطقه و فلسطین چگونه میتوان کاسۀ داغتر از آش بود و اگر خود فلسطینی ها، آمادۀ صلح با اسراییل صهیونیست و . . . هستند، عملاً با احمدی نژاد همصدا شده و شعار جنگ جنگ تا نابودی اسراییل داد و این تازه در حالی است که در قلب خاورمیانۀ بنیادگرا و عقب مانده، شاید کشور اسراییل-با دوری گزیدن از بخش های ارتودوکس و صهیونیستی-در آینده بتواند بعنوان کشوری مدرن و دموکراتیک همراه و دوست استراتژیک ایران آزاد فردا باشد » !
هادی در این مقاله از مواضع اندیشمندان و متفکرین جهان و بهخصوص کشورهای عربی علیه اسراییل بسیار نالیده است. نالهای که از انزوای ناشی از مواضع خفتبار دار و دستهی رجوی برآمده است.
سپس ابلهانه و در برابر انبوه انتقادات، همسویی با اسراییل و نوکری سیاستهای امپریالیستی مجاهدین را اینگونه توجیه میکند که این دشمنان را در ایران نمییابد!
معلوم است که مردم ایران با انقلاب بزرگ خود در سال 1357 دست امپریالیسم و صهیونیسم را از مقدرات خود کوتاه کردند و هر کس که عمداً چشمهای خودش را نبندد، بهخوبی میفهمد که باید یقهی دشمنان مردم ایران را در عراق و افغانستان و لبنان مظلوم و فلسطین گرفت که روزانه صدها انسان بیگناه را به خاک و خون میکشند. و اگر بنا به چنین کاری باشد، یقهی نوکران اسراییل را هم باید گرفت که با منافع شخصی و خارجه نشینی حضرات در تعارض است.
اما حقیقت ماجرا این است که اصولاً دار و دستهی مجاهدین به اشتباه و بر اثر یک کپیبرداری ناشیانه از برخی مواضع کمونیستی در روزگار گذشته، آن هم به جهت خودنمایی و نان به نرخ روز خوردن، چند شعاری علیه امریکا و اسراییل داده است و هیچگاه ماهیتاً در راه آزادی خلقها گام بر نداشته و جز منافع حزبی و شخص رجوی به هیچ چیز دیگر پایبند نبوده و نیست و امروز بهترین ممر در آمد برای آنها نوکری اسراییل است و مسلماً همانطور که هادی گفته است، اسراییل را بهترین متحد و دوست خود برای رؤیاهایشان میدانند.
____________________________
* ضعف و قدرت آخوندها در آخرین نبرد - سایت آفتابکاران
 |