| تاريخ:
١٧/٠٥/١٣٨٦ |
تعداد
بازديد صفحه: ١٢٩٥
|
مجاهدین از پیدایی تا فرجام (89)
|
مؤسسهی مطالعات و تحقیقات سیاسی
|
|
« بخش الحاقی »
مروری بر زندگی برخی از کادرهای سازمان
• حسین احمدی روحانی : (1)
وی که با اختصار حسین روحانی خوانده می شود، در سال 1320 در مشهد به دنیا آمد ، پس از اتمام تحصیلات متوسطه در دانشکده کشاورزی کرج مشغول به تحصیل شد و در همانجا با محمد حنیف نژاد آشنا گردید ، در دوران دانشجویی با انجمن اسلامی دانشجویان همکاری داشت و به خاطر علایق مذهبی و سیاسی به نهضت آزادی و آثار مهندس بازرگان متمایل بود.
روحانی از نخستین کسانی بود که به عضویت سازمان در آمد و به سرعت مدارج رشد تشکیلاتی را طی کرد ، او معرف مسعود رجوی به سازمان و مسئول اولیه او نیز بود ، پس از تشکیل گروه ایدئولوژی وظیفه نگارش جزوه « متدلوژی » که بعدها به شناخت معروف شد ، به او محول گردید که در ویرایش نهایی ، محمد حنیف نژاد مطالبی را در پی نوشت فصول کتاب اضافه کرد .
در جریان مذاکره با نمایندگان الفتح ، تمهید هواپیماربایی از دوبی و ایجاد هماهنگی با نیروهایی که از ایران به جنبش فلسطین می پیوستند ، حسین روحانی در کنار تراب حق شناس نقش فعالی داشت و سال ها مسئول سازمان در خارج از کشور بود .
در جریان ضربه شهریور 1350 وی در لبنان و فرانسه به سر می برد و مسئولیت سازماندهی مجدد کارهای خارج از کشور را به عهده گرفت ، به خصوص که یقینی و نجات حسینی نیز در زندان بیروت بودند ، وضعیت تشکیلاتی حسین روحانی را در مقاطع پس از ضربه شهریور ، در فصل های آتی دنبال خواهیم کرد .
• نصرالله اسماعیل زاده : (2)
نامبرده در 1319 در تهران به دنیا آمد ، پس از تحصیلات متوسطه به دانشگاه تهران وارد شد و در رشته فیزیک دانشکده علوم به تحصیل پرداخت و با موفقیت تا سطح فوق لیسانس ادامه داد ، در دوران دانشجویی با ناصر صادق آشنا شد و در سال 1346 توسط وی به حنیف نژاد معرفی گردید .
در دوران مقدماتی عضویتش در سازمان مستقیماً زیر نظر حنیف نژاد ، سیر مطالعات ایدئولوژیک و سیاسی لازم را طی کرد ، در سال 1347 تحت مسئولیت ناصر سماواتی قرار گرفت و پس از طی مراحل مختلف آموزشی خود به عنوان کادر مسئول آموزش چند تن از اعضای سازمان را عهده دار شد .
در نیمه اول سال 1348 و در آستانه سازماندهی جدید سازمان (سه شاخه ای شدن) به عضویت مرکزیت 10 نفره در آمد و در کنار شش تن دیگر ، (3) جزو اولین جمعی بود که علاوه بر حنیف نژاد ، سعید محسن و بدیع زادگان به رهبری جمعی سازمان رسید .
عضویت اسماعیل زاده در مرکزیت چند ماهی بیش نپایید و در سال 1349 با گرفتن مأموریتی از طرف شرکت تلفن (محل اشتغالش) عازم فرانسه و آلمان شد ، در آنجا به جز مأموریت اداری بنا به وظیفه ای که از سوی سازمان و شخص حنیف نژاد به وی محول شده بود با شمس الدین مجایی از مؤسسین سازمان دانشجویان مسلمان ایرانی و از رابطین سازمان در خارج از کشور ارتباط برقرار کرد ، در جلسات کنفدراسیون دانشجویان ایرانی شرکت نمود و در بازگشت گزارشی از وضعیت کنفدراسیون به سازمان ارائه داد .
وی در این سفر با حسین روحانی نیز هماهنگ بود و ارتباطاتی را تنظیم کرد ، در بازگشت ، از مرکزیت کناره گرفت و سرانجام در 30 مهر ماه 1350 دستگیر و به دو سال زندان محکوم گردید .
• بهمن بازرگانی : (4)
بهمن بازرگانی در سال 1322 در ارومیه در میان خانواده ای فقیر به دنیا آمد ، تحصیلات عالی را در تهران گذراند و مدرک مهندسی راه و ساختمان را از دانشکده فنی دانشگاه تهران اخذ کرد ، در دوران تحصیل با علی باکری و ناصر صادق آشنا شد و از طریق آنها در سال 1344 به محمد حنیف نژاد معرفی گردید و در واقع چند ماه پس از تشکیل سازمان به عضویت آن در آمد و به زودی در سطح مسئولان قرار گرفت .
در سال 1347 مسئولیت تعلیماتی شاخه تبریز را به عهده گرفت و در اوایل سال 1350 مسئول مطالعه اجتماعی منطقه آذربایجان و عشایر منطقه گردید ، در همین دوران مطالعه منطقه کردستان را به عنوان حوزه ای مساعد برای جنگ چریکی سامان داد ، برادرش محمد بازرگانی نیز توسط وی به سازمان معرفی گردید که در بهار سال 1351 اعدام گردید .
سرانجام بهمن بازرگانی در اوایل شهریور ماه 1350 به هنگام خروج از محل کارش دستگیر گردید و پس از طی دوران بازجویی به حکم دادگاه نظامی شاه با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم شد .
وی از سال 1351 در زندان تهران مارکسیست شد ولی با توافق مرکزیت زندان سازمان ، تغییر ایدئولوژی خود را علنی نکرد ، بعدها به زندان مشهد منتقل گردید و در سال 1354 پس از افشای تغییر ایدئولوژی مرکزیت سازمان در بیرون از زندان ، وی نیز مارکسیست شدن خود را اعلام داشت .
درباره نقش او در روند دگردیسی ایدئولوژیک مجاهدین خلق مسائلی شایع بوده است که به گفته خود وی اغلب توسط مسعود رجوی اشاعه یافته تا این دگرگونی را انفرادی ، مجزا و مستقل از جوهر التقاطی ایدئولوژی سازمان جلوه دهد .
• محمد بازرگانی : (5)
محمد بازرگانی در سال 1325 در ارومیه متولد شد ، پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه در زادگاه خویش ، در سال 1344 برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در مدرسه عالی بازرگانی مشغول تحصیل دوره لیسانس شد . وی با مشاهده تبعیضات اجتماعی و فقدان آزادی در جامعه و نیز تحت تأثیر فعالیت های جبهه ملی دوم و نهضت آزادی ایران به فعالیت های سیاسی روی آورد .
محمد توسط برادرش بهمن به محمد حنیف نژاد معرفی شد و به عضویت سازمان مجاهدین خلق در آمد ، وی ابتدا تحت مسئولیت ناصر سماواتی و سپس علی باکری مراحل آموزشی را طی کرد و بعدها خود مسئولیت تعلیماتی چند تن از اعضای سازمان از جمله فرهاد صفا ، کاظم ذوالانوار و محمد علی رحمانی جهرمی را عهده دار شد .
در اواخر تیر ماه 1349 به اتفاق رضا رضایی برای گذراندن دوره آموزشی چریکی از راه دوبی به امان پایتخت اردن و بیروت رفت ولی به دلیل محدودیت زمانی موفق به گذراندن دوره چریکی نشد .
پس از بازگشت به ایران همراه ناصر صادق مسئولیت گروه تدارکات سازمان را به عهده گرفت ، وی در اواخر سال 1349 به مرکزیت سازمان راه یافت و مسئولیت گروه الکترونیک را نیز عهده دار شد .
سرانجام در اول شهریور ماه 1350 دستگیر شد و پس از طی دوران بازجویی در دادگاه نظامی شاه به اعدام محکوم گردید که حکم مزبور در 30 فروردین ماه 1351 اجرا شد .
• علی ( بهروز ) باکری : (6)
علی باکری در سال 1322 در میاندوآب متولد شد ، در سال 1341 موفق شد با رتبه اول در رشته مهندسی شیمی دانشکده فنی دانشگاه تهران پذیرفته شود ، از همان ابتدای دوران دانشجویی تحت تأثیر جریاناتی چون جبهه ملی دوم و نهضت آزادی و نیز فاجعه 15 خرداد قرار گرفت .
با داشتن زمینه مذهبی به مطالعه کتاب های مهندس بازرگان و ناصر مکارم شیرازی روی آورد و در سال های دوم و سوم دانشگاه به جریان نهضت آزادی جلب شد .
باکری در اواسط سال 1344 با معرفی ناصر صادق در کلاس های مطالعاتی که توسط سعید محسن اداره می شد شرکت کرد و از این طریق بود که اولین تماس های وی با سازمان برقرار شد .
وی در سال 1345 با کسب رتبه اول فارغ التحصیل شد ، و در همان حال ضمن تدریس در دانشگاه تا اواخر سال 1347 فقط به کار مطالعاتی و بحث و بررسی موضوعات مختلف عقیدتی و سیاسی پرداخت . از ابتدای سال 1348 به عضویت کادر مرکزی سازمان در آمد و در واقع پس از بنیانگذاران و شخص اصغر بدیع زادگان نخستین عضوی بود که به مرکزیت راه یافت .
باکری در تاریخ پنجم مرداد ماه 1349 به اتفاق رضا رضایی در تربت حیدریه مورد سوءظن مأموران انتظامی قرار گرفته بازداشت شد ، وی پس از مدت کوتاهی آزاد گردید ، در اواسط سال 1349 از شغل خویش استعفا داد و به عنوان ادامه تحصیل با اخذ گذرنامه رسمی از راه دوبی به بیروت رفت .
در آنجا در مورد نحوه تعلیمات نظامی اعضای سازمان با مسئولیت جنبش الفتح مذاکره کرد ، پس از آن در اواخر سال 1349 به منظور شناسایی سازمان ها و گروه های مبارز در خارج از کشور به اتفاق اصغر بدیع زادگان وارد فرانسه شد .
در پاریس ضمن تماس با مسئول سازمان در آنجا یعنی حسین روحانی ، به اتفاق بدیع زادگان مدارک و اسناد مربوط به حزب توده ، سازمان انقلابی ، توفان و جبهه ملی را جمع آوری و تلخیص نمود که سرانجام دو نفر فوق به این نتیجه رسیدند که ایجاد ارتباط رسمی با این سازمان ها به صلاح تشکیلات نیست .
در همانجا علی باکری با اتفاق حسین روحانی چند بار با سفارت چین و چند کشور سوسیالیستی دیگر مانند کوبا و شوروی تماس برقرار کردند که تنها توانستند نشریاتی را از آنان دریافت دارند .
باکری در اردیبهشت ماه 1350 از پاریس به بیروت بازگشت و با مشورت مشکین فام مقادیری اسلحه و مهمات تهیه کرد ، در تیر ماه همان سال مستقیماً از بیروت به ایران آمد و اسلحه و مهمات تدارک شده را به صورت قاچاق وارد کرد .
وی مشروح جریانات و بحث های خارج از کشور را به کادر مرکزی سازمان ارائه داد ، در ارتباط با مسئولیت قبلی خود به عنوان سرپرست گروه شیمی جزوه ای نیز درباره مواد منفجره تدوین نمود .
سرانجام در ششم شهریور ماه 1350 در منزل یکی از دوستانش دستگیر شد ، پس از گذراندان بازجویی در دادگاه نظامی رژیم به اعدام محکوم گردید که حکم صادره در 30 فروردین 1351 به اجرا در آمد .
• علی اصغر بدیع زادگان : (7)
اصغر بدیع زادگان در سال 1319 در اصفهان در یک خانواده متوسط شهری متولد شد ، دوره تحصیلات ابتدایی را در اصفهان و کرج و دوره دبیرستان را در تهران گذراند ، از سال 1337 در رشته مهندسی شیمی دانشکده فنی دانشگاه تهران آغاز به تحصیل کرد .
وی که از دوران دبیرستان با مسائل سیاسی مأنوس بود از بدو ورود به دانشگاه به فعالیت های سیاسی منظم کشیده شد ، دوران تحصیل دانشگاهی بدیع زادگان با آغاز فعالیت های جبهه ملی دوم و نهضت آزادی مقارن بود .
وی ضمن شرکت در میتینگ های جبهه ملی و فعالیت در بخش دانشجویی آن به طور منظم در جلسات مسجد هدایت شرکت می کرد و از شنوندگان تفسیرها و سخنرانی های آیت الله طالقانی بود و هم زمان در جلسات سخنرانی مهندس بازرگان نیز حاضر می شد ، آشنایی وی با محمد حنیف نژاد و سعید محسن در همین دوران پیش آمد .
پس از پایان دوره دانشکده در اواخر سال 1341 برای خدمت وظیفه به پادگان سلطنت آباد _ کارخانجات مهمات سازی ارتش _ رفت و در همانجا نیز استخدام شد . پس از آن در سال 42 پس از 8 ماه اشتغال در کارخانه دیگر به عنوان استادیار شیمی به استخدام دانشکده فنی دانشگاه تهران در آمد .
در حدود سال 1345 از سوی سعید محسن به همکاری با گروه دعوت شد و بدین ترتیب در ارتباط تشکیلاتی با سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت ، وی از نخستین کسانی بود که به سازمان پیوست ولی بر خلاف آنچه در مدارک و نوشته های سازمان ذکر شده ، از بنیانگذاران نبود ، فعالیت های نخستین وی بیشتر مطالعاتی بود .
تا اوایل سال 1347 که بدیع زادگان به جمع مرکزی سازمان پیوست ، در چند نوبت عهده دار کلاس های تعلیماتی شد ، از جمله افرادی که در این کلاس ها تحت مسئولیت و آموزش وی قرار داشتند ، محمد سیدی کاشانی (بابا) ، عبدالصمد ساجدیان و نصرالله اسماعیل زاده بودند ، با ورود بدیع زادگان به مرکزیت سازمان وی در کنار محمد حنیف نژاد ، سعید محسن ، بهمن بازرگانی و علی باکری قرار گرفت .
در اواخر سال 1348 چنان که گذشت ، کادر رهبری به دنبال بحث ها و تبادل نظرهای متوالی تصمیم به اعزام تعدادی از اعضا به خارج از کشور ، جهت آموزش و طی دوره چریکی گرفت ، در مرداد ماه 1349 بدیع زادگان با گرفتن مرخصی از دانشکده به پاریس رفت و تا پایان خرداد ماه 1350 که به ایران بازگشت ، مسئولیت فعالیت ها و هماهنگی های سازمان در خارج از کشور (فرانسه ، لبنان ، اردن) را به عهده داشت .
وی در آغاز پس از دو ماه توقف در پاریس به بیروت و سپس امان رفت ، بدیع زادگان در پی اطلاع از دستگیری شش تن اعضا در دوبی ، عبدالرسول مشکین فام را جهت ایجاد ارتباط و کسب آگاهی بیشتر به دوبی فرستاد که ماجرای هواپیماربایی را به دنبال داشت .
در جریان تعلیم افراد اعزامی توسط الفتح محدودیت امکانات و مشکلات دیگری بروز کرد که بدیع زادگان را واداشت به دنبال منابع آموزشی و پایگاه های دیگری باشد ، از این رو در اواخر پاییز 1349 به همراه علی باکری به فرانسه رفت تا همکاری چین و الجزایر را جلب کند .
سفر مزبور ثمری نداشت و این دو تن در اواخر اسفند همان سال به سوریه بازگشتند و زمینه تمرکز افراد اعزامی را در اردوگاه های آموزشی الفتح در سوریه فراهم کردند ، در همین زمان وی دوره های تعلیماتی تیراندازی و ساختن مواد منفجره را گذراند .
وی در اوایل تیر ماه 1350 به ایران بازگشت و چند قبضه اسلحه و مقداری فشنگ نیز با خود آورد ، ضمناً از بدو ورود ، گروه شیمی سازمان را با همفکری علی باکری به راه انداخت ، چندی نگذشت که سازمان ضربه خورد و دستگیری های وسیع شهریور 50 پیش آمد .
در پی این حادثه مسئولیت های سنگینی بر دوش حنیف نژاد و بدیع زادگان – رهبران بازداشت نشده – قرار گرفت ، مسئولین ارتباط با خارج از کشور و انعکاس دستگیری ها و تلاش های تبلیغاتی برای اقدام سازمان های حقوقی بین المللی به دوش بدیع زادگان بود.
در رهبری سازمان به منظور آزاد ساختن دستگیر شدگان ، طرح ربودن شهرام پهلوی نیا فرزند اشرف پهلوی در دستور کار قرار گرفت . عملیات این طرح به طور ناموفق اجرا شد ، بدیع زادگان وظیفه کرایه اتومبیل عملیات و رانندگی آن را به عهده داشت و دیگر افراد مجری طرح عبارت بودند از : حنیف نژاد ، مشکین فام و سیدی کاشانی .
قبلاً بدیع زادگان لیست اسامی حدود 50 نفری زندانی ( که شامل سی و چند نفر مجاهد و چند تن از چریک های فدایی می شد) به بیروت فرستاده بود تا در صورت موفقیت عملیات گروگانگیری شهرام ، کادر رهبری خارج از کشور نیز برای آزاد کردن زندانیان هماهنگ عمل کند .
در درگیری ماجرای ربودن شهرام ، از طریق اتومبیلی که توسط بدیع زادگان کرایه شده بود وی در پنجم مهر ماه 1350 توسط اطلاعات شهربانی دستگیر شد و زیر شکنجه های شدیدی قرار گرفت ، در حدی که در اثر سوزاندن بدنش حالت نیمه فلج پیدا کرد ، پس از تحویل از ساواک در دادگاه نظامی رژیم به اعدام محکوم گردید و حکم مزبور در چهارم خرداد 1351 در میدان تیر چیتگر به اجرا در آمد .
• کریم تسلیمی : (8)
کریم تسلیمی در سال 1327 در بندرگز متولد شد، دوران دبیرستان را در تهران دبیرستان هدف گذراند و از همان زمان به مطالعه کتب و نشریات علاقمند بود ، به وسیله دوستانش با آثار و اندیشه های مهندس بازرگان و نهضت آزادی آشنا شد و همین مطالعات از او فردی مذهبی و مشتاق فعالیت های سیاسی ساخت .
در ابتدا با همین مطالعات و علایق از طریق یکی از جمع های مطالعاتی با ناصر سماواتی آشنا شد و توسط وی به سازمان پیوست ، و تا آبان ماه 1347 تحت مسئولیت سماواتی قرار داشت ، از این تاریخ مستقیماً زیر نظر مرکزیت سازمان به فعالیت پرداخت و خود مسئولیت آموزش چند تن از اعضا را به عهده گرفت ، به دلیل مسئولیت هایش در سازمان و در روند حرفه ای شدن مبارزه بعد از سال سوم دانشکده تحصیل را رها ساخت .
در خرداد ماه 1349 همراه با پنج تن از اعضا و به عنوان مسئول آنها از طریق قاچاق به دوبی رفت تا در جریان اعزام افراد به اردوگاه های فلسطینی قرار گیرند ، پس از رسیدن افراد به دوبی و تهیه پاسپورت جعلی برای ایشان خود به ایران بازگشت ، ولی بعد از ماجرای هواپیماربایی با احتمال شناسایی اش نزدیک به پنج ماه مخفی زندگی کرد و در همین مدت _ در غیاب بدیع زادگان _ مسئولیت گروه شیمی سازمان را به عهده داشت .
مدت کوتاهی در آخرین مرکزیت قبل از ضربه شهریور عضویت یافت که کنار گذاشته شد ، پس از ضربه و کشف خانه های تیمی سازمان ، در مراجعه به یکی از منازل در ششم شهریور ماه 1350 دستگیر شد و توسط دادگاه نظامی رژیم به 10 سال زندان محکوم گشت .
________________________
1- خلاصه پرونده ها ... احمدی روحانی ، حسین . یادداشت های حسین روحانی ، بخش هایی که به زندگی خودش مربوط است .
2- یادداشت های حسین روحانی : ص 51 ، خلاصه پرونده ها .... اسماعیل زاده ، نصرالله .
3-محمود عسکری زاده ، بهمن بازرگانی ، علی باکری ، ناصر صادق ، حسین روحانی و علی مهین دوست ، اسماعیل زاده آخرین نفری بود که به مرکزیت سال 48 پیوست .
4- خلاصه پرونده ها .... بازرگانی ، بهمن . گفتگوها : بهمن بازرگانی
5- خلاصه پرونده ها .... بازرگانی ، محمد ، زندگی نامه مجاهدین ... ص 42 _ 45
6- خلاصه پرونده ها .... صص 14- 17 . خلاصه پرونده ها ...: باکری ، علی.
7- خلاصه پرونده ها .... بدیع زادگان ، علی اصغر . زندگی نامه مجاهدین ... ص 10 _ 13
8- خلاصه پرونده ها .... تسلیمی ، کریم .
 |