| تاريخ:
٠٧/٠٥/١٣٨٨ |
تعداد
بازديد صفحه: ١٤٨٢
|
شرایط اعطای امان نامه به مجاهدین
|
ایران دیدبان
|
|
رسانههای خبری از انتشار بیانیهای از جانب مریم رجوی "رئیس شورای ملی مقاومت" در رم خبر دادند كه در آن اعلام شده است!
مفاد این بیانیه كه چندی پیش از انتشار رسمی در اختیار مقامات آمریكایی و عراقی گذاشته شده است، در حقیقت راهكاری است كه مجاهدین برای برون رفت از سردرگمی در تعیین تكلیف اردوگاه اشرف ارائه كردهاند، اما نكتهی قابل توجه آن، قبول بازگشت اعضای مجاهدین به ایران است.
این تحول در حالی صورت میگیرد كه مجاهدین پیش از این هرگونه جابجایی از اشرف را محال و به ویژه انتقال به ایران را در حكم جنایت جنگی قلمداد میكردند!
اگرچه میتوان گفت با شروط مطرح شده - به شرط پذیرش از جانب ایران - وضعیت جدیدی رقم خواهد خورد كه میتواند انتقال مجاهدین به ایران را ممكن سازد، لیكن نفس اینكه مجاهدین دولت ایران را به رسمیت شناخته و حاضر به قبول شهروندی تحت همین حاكمیت شدهاند، یك تغییر مهم است كه در قاموس سیاست معنایی جز عقب نشینی ندارد - و البته با آنچه در این 30 سال اتفاق افتاده است، عقب نشینی از نوع مفتضحانهی آن.
مجموع شروط و شرایطی كه برای بازگشت مجاهدین به ایران مطرح شده، منوط به قبول شرط اصلی از سوی ایران است و جز این، سایر شرایط مثل اینكه عراق اجازه بدهد مجاهدین اموال منقولشان را با خود ببرند از اساس موضوعیتی ندارد.
شرط تعیین كننده - به نقل از همین بیانیه - این است:
« رژیم ایران در یك نامه رسمى خطاب به ملل متحد، صلیب سرخ بینالمللى و دولتهاى آمریكا و عراق،كه مفاد آن توسط آنها تائید و تضمین شود، اعلام و تعهد كند در صورتیكه ساكنان اشرف، طبق لیستى كه مقامهاى آمریكایى و عراقى در اختیار دارند، به ایران بازگردند، از دستگیرى و تعقیب و شكنجه و اعدام و هرگونه پیگرد و پرونده سازى قضایى مصون هستند و از آزادى بیان برخوردارند. »
طرح چنین شرطی در واقع سنگ انداختن در مقابل اقدامات دولت قانونی عراق است و به نظر میرسد كه رهبری مجاهدین آنرا با علم به عدم پذیرش آن از سوی ایران تنظیم كرده تا راه را برای باج خواهی از دولت عراق هموار گرداند.
در این بیانیه رهبری مجاهدین نفاق و عدم صداقت خود در طرح این شرط را برملا كرده و مینویسد:
« اگر رژیم ایران این شرایط را نپذیرد و چنین نامهاى به مراجع یادشده ندهد، روشن مىشود كه تمام دعاوى پیشین این رژیم مبنى بر اینكه با ساكنان اشرف و اعضا و هواداران مجاهدین در صورت بازگشت به ایران كارى ندارد، صرفاًیك شانتاژ سیاسى و تبلیغاتى بوده است. در اینصورت دولت عراق باید تبعیت از قطعنامه24آوریل پارلمان اروپا را اعلام كند و آن را به اجرا در بیاورد. »
بدیهی است كه هیچ اصل قانونی، عقلانی و عرفی وجود ندارد كه دولت یك كشور تبعات تخاصم بین گروهی غیربومی با دولتی دیگر را متحمل شود. اگر دولت ایران این شرط را به هر دلیلی نپذیرد، چرا باید دولت عراق از حق حاكمیت خود كوتاه بیاید و خواستهای مداخله جویانهی دیگران برای تحمیل مجاهدین به عراق را بپذیرد؟
این البته تناقض غیرقابل حلی است كه برملا كنندهی پیشنهاد تاكتیكی مجاهدین برای فرار از بن بست عراق است كه پیش از این گمان میكردند با شانتاژهای تبلیغاتی میتوانند دولت عراق را وادار به عقب نشینی از مواضعش نمایند. اما علاوه بر این، اصل شرط نیز با مغالطههای فراوانی همراه است.
اولاً كه دولت ایران هیچگاه نگفته است كه دست از تعقیب ساكنان اشرف و اعضای مجاهدین برداشته، بلكه اعلام داشته اعضای نادم مجاهدین را خواهد پذیرفت و صحت این ادعا با بازگشت حدود 500 تن از اعضای جدا شده در این سالها در عمل اثبات شده و توسط صلیب سرخ تأیید گردیده است.
ثانیاً اگر مجاهدین خواهان دریافت امتیاز منع تعقیب میباشند، چرا ذكری از امتیازاتی كه خود در مقابل بنا است واگذار كنند به میان نمیآورند؟ نكند گمان میكنند همین كه تشریفشان را بیاورند ایران، یك امتیاز به حساب میآید؟
آیا مجاهدین نمیدانند كه آنها و در شرایط كنونی - به ویژه پس از حضور قدرتمندانهی پلیس عراق در اردوگاه اشرف - به امنیت احتیاج دارند و این آنهایند كه بایستی امتیاز بدهند!
حداقل امتیازاتی كه مجاهدین برای بازگشت به ایران بایستی واگذار كنند عبارت است از برائت كامل از اقدامات و گذشتهی تروریستی، التزام به قانون اساسی و پذیرش اصل حاكمیت، تحویل آمرین و عاملان كشتار شهروندان ایرانی به قانون و ...
بدیهی است كه این حداقل چیزی است كه مجاهدین بایستی برای بازگشت به ایران بپردازند.
خوشبختانه اقدام قاطعانهی ارتش و پلیس عراق برای به دست گرفتن كنترل اردوگاه اشرف، نشانگر آن است كه شرایط مجاهدین برای برون رفت از بن بست تعیین تكلیف كاملاً غیرمنطقی و غیرقابل قبول بوده است، اما رهبری مجاهدین میبایست در مقابل طرح این شرایط بازخواست شده و پاسخگوی سئوالات متعددی كه در این باره مطرح است باشند.
مگر رهبری مجاهدین و دستگاه تبلیغاتی آنان، در شرایط كنونی وضعیت قیام و انقلاب را برای ایران تصویر نمیكنند و سرنگونی حاكمیت را در همین روزها پیش بینی نمیكنند؟ در این صورت بهتر نیست كه چند صباحی دیگر صبر كنند و یك باره با همان موكب ارتش آزادیبخششان كه تا به حال قربانیان زیادی گرفته است، به ایران بیایند؟
شرف اشرفی كه با آن تمام اپوزیسیون را متهم به سازشكاری و زد و بند و مزدوری میكردند كجا رفته است كه این چنین گوی سبقت از همه را ربوده و پس از نامه نگاری به اركان نظام، رسماً امان نامه درخواست میكنند؟
راستی حمایت عشایر عراق، شیعیان و سنیها، اعضای پارلمان عراق، گروههای سیاسی عراق و خلاصه آن 5 میلیون امضاء مورد ادعا، چه شد؟
حمایت مردم ایران از مجاهدین كجاست كه اكنون به دریوزگی از دولت ایران افتادهاند، آن هم زمانی كه تبلیغ عدم مشروعیت دولت ایران را دارند؟
آیا این نهایت دجال گری نیست كه تا زمانیكه حمایت خارجی ادامه داشت، به كشتار مردم ایران و قربانی كردن اعضای گروه مبادرت كردند و اكنون به دنبال حاشیهی امن برای زندگی هستند؟
اعلام شرایط برای بازگشت به ایران قبل از هر چیز، دود شدن افسانهی سرنگونی، بن بست عمل مسلحانه، برملا كنندهی ماهیت مزدوری و وابستهی ارتش آزادیبخش و فلاكت تمام عیار رهبری مجاهدین و به طریق اولی ایدئولوژی و اندیشهی فاسد مجاهدین است.
 |