تاريخ: ١٩/٠٣/١٣٨٩ تعداد بازديد صفحه: ٢٤٠
مقايسه اجمالي بين دو سيستم

ايران ديدبان

نكته‌هايي را كه اين روزها نويسندگان سايت هاي تابعه گروه تروريستي مجاهدين در باره اختلافات سياسي يا جناحي سيستم حكومتي ايران و يا حوادث برآمده ازآ ن برجسته مي كنند و آن را نشانه‌يي از " علائم بالینی مرگ و سرنگونی " مي‌نامند، صرف نظر از صحت و سقم اين تحليل و اين كه مجاهدين بر اساس خصلت موج سواري خوش خيالانه اين علائم را حاصل مخالفت هاي خود مي‌دانند؛ در چارچوب روانكاوي، منعكس كننده‌ي وضعيت روحي و رواني رهبري مجاهدين و سيستم تحت مديريت آنها است.*

رهبري مجاهدين با نگاهي ايدئولوژيك، وجود دسته بندي ها و جناح ها را نشانه اي ازنزاع ِ منجر به نابودي ارزيابي مي كند و لذا مخالفت سياسي درون سيستم را به هر شكل برنمي‌تابد و آن را سركوب مي‌نمايد. حذف و خلع رده و بركناري دهها عضو مركزيت مجاهدين در طول سالهاي عمر اين گروه نشان دهنده ي اين بينش است.

از نگاهي تشكيلاتي ، وجود مخالفين و نظرات مختلف را باعث از هم پاشيدن شيرازه‌ي يك تشكيلات و نشانه ي ضعف مي‌داند و به اين علت آن را به هر قيمت و شكل ممكن رفع مي‌نمايد. اين كه يكي از مهمترين اهداف تشكيلاتي مجاهدين يك دست كردن اذهان اعضاء است، نتيجه‌ي چنين بينشي است.

از دل بينش مجاهدين يك راه كار مشخص براي مديريت و حل و فصل مسائل و تنش‌هاي اجتماعي بيرون مي‌آيد كه مبتني بر حذف و نابودي كليه‌ي اشخاصي است كه درگير يك كشمكش بوده‌اند و به هيچ وجه انجام يك روال قانوني براي به مجازات رساندن متخلفين -آن هم متناسب با جرم - را كارآمد نمي‌دانند و بر اين اساس ريشه‌ي آن تنش را تا زماني كه برخورد قهرآميز و همراه با حذف مطلق كليه ي مخالفان صورت نگرفته باشد، باقي و قابل اشتعال مي‌دانند، از همين رو است كه مرتباً از شعله ور شدن دوباره ي قيام سخن مي گويند.

با تلقي ايدئولوژيك مجاهدين از رهبري، تصور اين كه كسي يا كساني عليه بالاترين مقام اجرايي و حكومتي شعار بدهند و آن سيستم همچنان سرپا باشد ازمحالات است و فرض برمتلاشي شدن آن از درون است ولو اين كه ظاهراً اين گونه نباشد، از اين رو است كه مي‌بينيم خط قرمز مجاهدين با درون، پذيرش مطلق رجوي و با ساير جريانات عدم انتقاد به وي است. جالب اين است كه اين پيش شرط را كه نشانه ي سستي و آسيب پذيري است، علامت اقتدار و استحكام تشكيلاتي مي دانند. اين مرزبندي نشانگر جايگاه شخص رجوي و بي اهميتي سايرين در هر رده و منصبي.

كليه مناصب و مراتب تشكيلاتي مجاهدين – كه البته فاقد ارزش اجرايي است- مطلقاً انتصابي است، حتي ملقب كردن مريم رجوي به رياست جمهوري نيز به دستور رجوي صورت مي گيرد و مريم رجوي تصريح مي كند "چون شما مي‌گويي مي پذيرم"، لذا بنا هم نيست بعد از آن تنشي به وجود بيايد و اين از نظر مجاهدين يعني يكپارچگي فكري و سياسي و علت بقاي تشكيلات!

...

چنين تفكر و بينشي، با هراسم و شعاري و با هر روكش مكتبي و در هر ابعادي، يك تلقي فاشيستي از قدرت و حكومت است كه جامعه بشري تجربه به منصه ظهور رسيدن آن در ابعاد اجتماعي را در حكومت هيتلر و استالين و پل پت به ياد دارد و در نقطه مقابل اعتقاد به تكثر آراء و تحمل مخالفين و احترام به رأي اكثريت و تعامل اجتماعي قرار دارد.

_________________

* در اين باره نگاه كنيد به دهها مقاله اي كه در سايت هاي مجاهدين درج يافته است از جمله " مراسم ارتحال امام یا ارتحال نظام؟" در سايت همبستگي


 © Copyright 2004 www.irandidban.com