تاريخ: ٢٦/٠٣/١٣٨٩ تعداد بازديد صفحه: ٢٥٢
باند ِ بي‌عرضه‌ي رجوي وشكستي ديگر

ايران ديدبان

قبل از هر چيز در باره ي دستگيري تيم هاي تروريستي مجاهدين در تهران بايست گفت كه فكر و ايده‌ي انجام عمليات تروريستي به منظور تحريك و ايجاد تشنج، نشانه ي آن است كه رهبري مجاهدين مطلقاً به آنچه تحت عنوان قيام مردمي و آمادگي زمينه‌ي داخلي براي قيام و يا وضعيت انفجاري جامعه به نيروهاي محصور در اردوگاه ها حقنه مي‌كند سرسوزني باور ندارد و بهتر ازهر كس به دروغ بودن آن واقف است.

توجيه تيم هاي تروريستي مذكور براي بمب گذاري نيز حاكي از همين واقعيت است چرا كه به آنها گفته شده است براي شكستن سكوت حاكم بر اجتماع چنين اقدامي لازم است و اين در حالي است كه طي يك سال گذشته اصلي ترين محور تحليل ايدئولوژيك مجاهدين اين بود كه نه تنها در جامعه سكوت نيست بلكه قيام هر روز گسترده تر شده و سرباز ايستادن ندارد. دستگاه منگول تبليغاتي مجاهدين هم برخلاف تحليل داده شده به تيم هاي تروريستي، تبليغات گوناگوني در باره قيام تهيه مي كرد. رساترين تعريف از اين وضعيت سردرگمي، نفاق و دورويي رهبري مجاهدين است.

اما در ارتباط مشخص با دستگيري تيم هاي تروريستي مجاهدين، با وجود گذشت 5 روز از دستگيري تيم هاي تروريستي و 24 ساعت از تشريح جزئيات آن، سخنگويان باندرجوي همچنان سكوت پيشه كرده و هيچ موضع گيري در اين باره انجام نداده اند، بعيد هم هست كه بتوانند موضع گيري مشخصي داشته باشند چرا كه تروريستهاي دستگير شده اعتراف كردند بقاياي رجوي به آنها گفته‌اند به لحاظ سياسي نمي توانند مسئوليت ارتباط با آنها را بپذيرند و آنها در صورت دستگيري بايد بمب گذاري را يك اقدام فردي وانمود نمايند،‌بنابراين تنها راه باقي مانده براي آنان اين است كه دست به تكذيب بزنند.

و در حاشيه‌ي تكذيبيه با لودگي و مسخرگي خاص خودشان مثلاً دربيايند و بگويند شما كه مي‌گفتيد مجاهدين تمام شده اند، ديديد تمام نشده اند. و يا اين كه آن را حرفهاي بي ربط در تنگناي سرنگوني و شقه دروني توصيف نمايند و يا چيزي در همين سطح و از قبيل همين اراجيف كه غالباً مواضع مجاهدين را مي سازد.

اما مسئله اين است كه به رغم هرگونه از سرباز كردن موضوع و جاخالي دادن، رهبري مجاهدين از يك واقعيت نه مي تواند بگريزد و نه مي تواند آن را پنهان كند، اين كه عوامل بسيار بي عرضه اي در اين گروه جمع شده‌اند كه هر كاري انجام مي دهند محكوم به شكست است.

عمليات تروريستي كه ماهها بر روي آن برنامه ريزي شده بود و رجوي با هزار ترفند كوشيد به عمد در جاهاي ديگر از مجاهدين خط و نشان برجاي بگذارد تا اذهان نيروهاي امنيتي را از آن منحرف سازد درست در سربزنگاه نقش برآب شد.

بدون شك نيروهاي اطلاعاتي تصادفاً آنها را قبل از اقدام دستگيرنكردند و فيلم هاي به تصوير در آمده نشان مي دهد كه از مدتها قبل تحت نظر بوده اند بلكه براي اين كه كاملاً سرخط هاي آنها شاسايي و اقدامات برنامه ريزي شده ي آنها كشف و مستند گردد، از دستگيري زود هنگام آنان پرهيز كردند، يا شايد براي اين كه اذناب رجوي با فراغ بال به خيال پردازي بپردازند.

بعد از اثبات بي عرضگي دار و دسته مجاهدين، واقعيت ثابت شده ي بعدي اين است كه رجوي به عمل تروريستي و وحشي گري اعتياد دارد و از ريختن خون مردم بي گناه لذت مي‌برد، و گرنه كودن ترين دشمنان مردم ايران نيز به خوبي مي دانند با انفجارچند ترقه در تهران انقلابي به پا نمي شود!


 © Copyright 2004 www.irandidban.com