تاريخ: ١٠/٠٤/١٣٨٩ تعداد بازديد صفحه: ٣٤٨
سكوت، علامت تأييد

ايران ديدبان

ما چه كار داريم كه سرشكستگي فراخوان ِ بي محل رجوي را يادآوري كنيم و بگوييم جاروجنجالي كه مجاهدين برسر پيروزي سياسي در تاورني به راه انداخته اند و خرجي كه براي بازتاب رسانه اي آن مي كنند،‌ در حقيقت ايجاد مه غليظي است تا همه يادشان برود كه فراخون رجوي بي اعتبارتر از آن بود كه حتي بشود پيرامون آن با ارائه آمار و ارقام دروغ خيال بافي كرد.

يا چه كار داريم بگوييم افتضاح عدد و رقم سازي از قبل تعيين شده‌ي مجاهدين براي اعلام صد هزار نفر آن قدر زياد بود كه بقاياي رجوي تصميم گرفتند،‌ فقط با عنوان "بزرگترين اجتماع ايرانيان " از تجمع ِ 4680 نفره تاورني ياد كنند.

حتي ما به اين هم كار نداريم كه بولتون و ازنار دوستان اسرائيل هستند يا نمايندگان جناح راست سرمايه داري . هر چه هستند، دوستان گرد هم جمعند. نخست وزير رژيم صهيونيستي هم اگر اجازه ملاقات به رهبري مجاهدين مي داد آنها به سر مي دويدند و بي هيچ رودربايستي آن را فوق پيروزي مي خواندند.

خب اينها مسائل عارضي براي دار و دسته رجوي نيست، جديد هم نيست و از اين رو توقعي هم نبايد داشت كه مثلاً بيايند توضيح بدهند كه چگونه با جان بولتون عقد اخوت بستند.

اما برخي مسائل هست كه مجاهدين بايد بيايند و در باره آن توضيح بدهند، ‌يعني براي خودشان بهتر است كه بيايند و حتي اگر شده است به روال معمول فحش‌هايي را نصيب گويندگان بكنند، چرا كه سكوتشان و فقدان هر گونه عكس العملي، نشان مي دهد كه اصلاً دلشان نمي‌خواهد آن مسئله كش پيدا كند و طبيعي است كه اين سكوت به منزله ي تأييد اصل قضيه است. يك نمونه از اين مسائل، موضوع ِ " جلسه عقد " است !

درافشاگري خانم بتول سلطاني عضو سابق شوراي رهبري مجاهدين در باره "جلسه عقد" چنين آمده است:

" بطور رسمی جلسه ای برای این مراسم شبیه مراسم عقدهای معمولی وجود دارد که اصطلاحا به آن جلسه عقد می گویند... برگزار کننده این جلسات خود مریم بود... او تاکید می کرد با این کار یعنی درآمدن شما به عقد مسعود ذهن شما به روی هر مرد دیگری بسته می شود. مسعود وارد جلسه می شد، آنتراکت می داد، بعد همه می رفتند وضو می گرفتند و برمی گشتند و مسعود خطبه عقد را می خواند و زن ها یکی یکی بله می گفتند."

با توجه به اين كه متعاقب افشاي جلسه عقد، مسئله ي ارتباط جنسي مسعود با اين زنان هم افشاء شد، سكوت رهبري مجاهدين چه معنايي دارد. سكوت كساني كه براي تحليل و تفسير سبيل چرخاندن رجوي به خط مي شوند و در سايتهايشان هزار و يك رقم حرف مي زنند چه معنايي دارد؟

آيا افتضاحي ننگين تر از اين را كسي سراغ دارد، كه ازخروج هزار زن به بهانه ي مورد تجاوز قرار گرفته شدن از سوي سربازان آمريكايي و عراقي و ايراني جلوگيري كنند، اما هر روز مورد تجاوز رجوي قرار بگيرند و آنها را شاخص ارزشهاي انساني جابزنند؟

زنان ره گم كرده و ناتواني كه به يمن اختناق تشكيلاتي،حتي به اندازه ي ساير چريك هاي غمگين نيز آزادي ندارند كه لااقل خاطرات ِ فلاكت و بيچارگي شان را بنويسند.

همان زمان كه رجوي كليد اتاق خواب اين زنان را از همسرانشان گرفت، معلوم بود چه نقشه‌اي در سر دارد، اما اين كه به صورت جمعي و به سبك قبايل وحشي آنان را به جلسه عقد بكشاند، ابعاد خطرناك بيماري جنسي وي را نشان مي دهد كه از ديرباز كارشناسان آن را تشخيص دادند.

قرباني شدن نيروها به ويژه زنان در راه توهمات و خيالات واهي و به كلي پوچ – فرض غالبي كه در مورد سرنوشت اعضاي مجاهدين در عراق وجود دارد- سرنوشتي صدها بار بهتر از آن است كه آنها قرباني بيماري جنسي يك رهبر شيزوفرنيك شوند، اتفاقي كه هم اكنون در شرف روي دادن است، اتفاقي كه در كارنامه ي فجايع بشري، يكي از سياه ترين اوراق را به خود اختصاص داده است.

و عجب از سكوت كساني كه خود را انقلابي و مبارز مي دانند!


 © Copyright 2004 www.irandidban.com